برنامه تلويزيوني فتيله و حواشي آن

مقدمه:
الف- بنده نسل اندر نسل ترك و آذري نبوده‌ام
ب- براي تفاوت‌‌گذاري‌هايي از نوع: فارس-ترك، ايراني-عرب، حتي مسلمان-نامسلمان و تأثير آن بر كرامت انساني، ارزشي قائل نيستم. در ميان افراد گوناگون نوع بشر، از هر فرهنگ و زبان و نژاد، خوب و بد بسيار ديده‌ام و انسانيت را دوخته به قبيله و نژاد نمي‌يابم.

و اما

1- از برنامه‌هاي گوناگونموسوم به "فيتيله" زياد خوشم نمي‌آمده است؛ اما روي‌هم‌رفته در ميان همان تعداد برنامه كه جسته و گريخته ديده‌ام، اهتمامي به مسائل سودمند آموزشي قابل مشاهده بوده‌است و به نظرم مي‌توان كارنامه آن را قابل قبول دانست.

2- اين كه يك برنامه‌ي سريالي، صدها برنامه‌ي خوب داشته باشد، منطقاً اثبات نمي‌كند كه هيچ‌گاه نمي‌تواند اشتباه كند. چند سال شاگرد اول بودن تضمين نمي‌كند هميشه آدم شاگرد اول باشد. اما البته احتمال آن را بالا نگه مي‌دارد. اگر كسي در چند سال پياپي شاگرد اول بود، آنگاه در يك سال معين، در يك درس تجديد شد، البته نه بايد آن را عادي فرض كرد و نه محال دانست، هيچ كدام؛ مي‌توان تعجب كرد و بيشتر بررسي كرد، اما اين رخداد محال نيست.

3- در اين كه تلويزيون علي الاصول، و تلويزيون ايران با تأكيد بيشتر، بسيار و بسيار دچار خطا مي‌شود، هم ترديدي نيست. اما به سادگي و بدون دليل كافي نبايد در باره‌ي عمدي يا سهوي بودن خطاهاي آن قضاوت كرد. بايد به خطاهاي سيستماتيك يك رسانه‌ي رسمي البته حساس بود، اما براي قضاوت منصفانه و منطقي بايد به اندازه كافي قرينه گردآوري كرد.

4- هيچ كدام از گزاره‌هاي بالا شرط كافي نيستند براي آن كه نديده و نشنيده، و بر اساس خبري اجمالي در باره‌ي آنچه توهين برنامه فيتيله خوانده شده، طرف آذري‌ها را بگيريم يا طرف صدا و سيما را يا طرف فيتيله‌اي‌ها را يا پشت صحنه‌اي‌ها را، و يا اين كه آنها را محكوم كنيم.

5- با بررسي آنچه در آن برنامه خاص اتفاق افتاد، اين مقدار فهميده مي‌شود كه كج سليقگيي در ميان بوده است. بايد فرق گذاشت بين طنز و هجو و توهين خواسته و يا ناخواسته. من از نيت بازيگران و نويسندگان آن برنامه خبر ندارم، اما اين قدر را مسلم مي‌دانم كه در يك برنامه‌ي مفرح آموزشي، مجاز است فردي و شخصيتي، چه گويشگر يك قوميت خاص باشد و چه نباشد، با اشتباهاتي به تصوير كشيده شود، البته در قالب آدمي خاكستري، يعني نه بدِ بد و نه خوبِ خوب. همچنين اشكالي ندارد بتوان با لهجه‌اي يا زباني خاص  شوخي كرد اما در عين حال آن شوخي بايد از توهين دور باشد.
اما اگر گويشگر يك زبان و فرهنگ خاص، در طول يك برنامه در اوج نفهمي نشان داده شود و حركات و سكناتش از هر نظر فاقد وجه قابل همدلي نشان داده شود، مي تواند به توهين بگرايد. اين نگاه مبتني بر نگاه سياه و سفيد است و جز توهين به گويشگران زبان خاص، نشان از اوج بي‌سليقگي و بي‌هنري در نويسندگي برنامه نمايشي دارد.

6- اعتراض متين و سنجيده به توهين هم حق افراد مورد اهانت قرار گرفته شده است، البته همچنين به هيچ وجه اعتقاد ندارم كه بتوان به اصطلاح قيصريه را به خاطر يك دستمال به آتش كشيد. آن شورش و اردوكشي خياباني هم قبل دفاع نيست. اگر طرفِ تلويزيون فهميد خطايي صورت گرفته و توضيح داد كه عمدي در كار نيست و عذرخواهي كرد، بايد پذيرفت و قائله را ختم كرد.

7- به نظرم اين شكاف سياسي دولت-ملت و فروريختگي همبستگي اجتماعي است كه در رخدادهاي مختلف، از جمله ماجراي فيتيله چهره مي‌نمايد. در تحليل ماجرا نبايد موضوع را به يك توهين قومي فروكاست.

8- شگفت انگيزتر از پخش آن برنامه‌ي ضعيف تلويزيوني، و نيز رفتار هيجان‌آميز برخي شهروندان آذري‌زبان، واكنش‌هاي منتشر شده در شبكه‌هاي اجتماعي است. اكثراً بدون وقوف كامل به اصل ماجرا، يا اين طرف را گرفتند يا آن طرف را. برخي از مطلق طنز دفاع كردند و گمان كردند دارند از فتيله‌اي‌ها دفاع منطقي مي‌كنند، برخي مردم ترك زبان را با يادآوري موضوعي سياسي به پرسش مي‌كشيدند كه چرا در ماجراي ميرحسين كه همشهري‌تان بود چنين شورشي نكرديد! برخي سابقه مثبت فيتيله‌اي‌ها را منتشر مي‌كردند كه ببينيد اينها چه نازنين بودند و سالها به نفع كودكان سرطاني و فلان و فلان رفتار انساني داشتند...، بسيار عجيب بود. خوب بله اين آقايان شريف بايد براي آن رفتارهاي پسنديده جايزه بگيرند و اگر اثبات شود در اين مورد خطا كردند بايد نقد شوند. البته در مقام توبيخ، سوابق نيكوي افراد موجب تخفيف مجازات است، اما اصل وقوع خطا يا عدم وقوع نبايد مغفول بماند.
9- يك مغالطه رايج هم كه دوستان شمالي مرتكب مي‌شدند اين بود كه سريال پايتخت را با ماجراي فيتيله مقايسه مي‌كردند و به اصطلاح به ظرفيت بالاي شمالي‌ها تحسين مي‌فرستادند. اين دوستان فراموش كرده بودند كه متن سريال پايتخت آن اصل خاكستري بودن شخصيت‌هاي طنز را رعايت كرده بود. يعني در ميان گويشگران شمالي كه با لهجه ي آنها شوخي شده بود، افرادي با منش مثبت به بيننده معرفي مي‌شدند، و اين، موضوع را با ماجراي شخصيت كودن به نمايش كشيده شده‌ي برنامه‌ي فيتيله متمايز مي‌كند.

به هر حال، به اين مي‌انديشم كه چقدر از مهارت‌هاي "تفكر نقادانه" دور است فرهنگ رايج ما؟

دهمين سالگرد

آبان 1384 اين فضا (كوه-فسفه) ايجاد شد.
اينك آبان 1394   ...  چه بسادگي گذشت، اين ده سال، در عين حال چه دشوار.
از يك منظر همچون چشم به هم زدني، و از منظري ديگر چه ساليان كش‌داري، با چه فراز و فرودهايي ...
ده سال پيش؛ در عرصه‌ي سياسي، دولت اصلاحات را اقبال به سر آمده بود و دولتي بر جاي آن مي‌نشست كه جز اهل بصيرت كسي حدس نمي‌زد در پايان كار چگونه مملكتي از پس دوره‌ي اقتدارگرايي‌اش به شهروندان اين آب و خاك تحويل خواهد شد.  
در عرصه‌ي ارتباطات رفته رفته وبلاگ‌ها جاي‌گير شده بودند و فضاي ارتباطات عمومي بيش از پيش از انحصار در مي‌آمد.
در عرصه‌ي فردي، از عمر و سن و گذران زمان، به‌تدريج جاي پاهايي عميق‌تر بر جسم و روح بر نقش مي‌بست.
همزمان، حرف‌ها براي در ميان گذاشته شدن بيشتر مي‌شدند، ... پس اين فضا پديد آمد. 
آنچه در اينجا در ميان مي‌آيد بعضاً پاسخي به پرسش‌ها و درخواست‌هاي دوستان پرمهر بود، و بعضاً پرتابه‌هاي ذهني كه اموري گوناگون را _از كوه و طبيعت گرفته، تا پست و بلند روح و دغدغه‌هاي فلسفي، و از انديشه‌هاي صاحب‌نظران گرفته تا برخي رخدادهاي روزمره_ سوژه‌ي تأملات شخصي مي‌يافت و نتيجه اين كه  حرف‌ها گاه از عمق وجود همچون گدازه‌هايي به بيرون سرازير مي‌شدند. 
برخي يادداشت‌ها كم‌مايه بودند و انعكاسي برنمي‌انگيختند و برخي بازتاب اميدبخش دوستاني را به دنبال داشتند.  در كنار اينها، برخي يادداشت‌ها خواب‌هايي را مي‌آشفت و تهديد و ارعابي در پي داشت. البته هيچ گاه هيچ نوشته‌اي شايد چنان پر مايه نبود كه اين فضا را مستحق دربستن و فيلترينگ ايدئولوژيك كند. به هر روي در جاي خود خداي را سپاس.
طي ده سال، دغدغه‌هايي با دوستاني مبادله شد، دوستاني گاه آشنا از پيش در دنياي واقعي و گاه ناآشنا.
اين فضا مسبب آشنايي‌هاي جديد و مغتنمي شد كه شايد بي اين فضا هرگز محقق نمي‌شدند.
در يك سال اخير متأسفانه پشتيبان و ميزبان اصلي اين فضا (بلاگفا) دچار مشكلاتي شد و وقفه‌هايي اساسي در كار نگارش يادداشت‌هاي جديد و نگاهداري يادداشت‌هاي قديم پيش آمد.
به هر روي در كنار حيف‌‌ها و كاش‌‌ها و شايد بعضاً گله‌ها، سپاس مؤسسان و مديران بلاگفا را و نيز دوستاني را كه با اظهار نظرها و نقدها، فرصت انديشيدن و آفريدن را براي نگارنده پديد مي‌آوردند.
اينك با راه افتادن انواع فضاهاي اجتماعي مجازي، رونق وبلاگ‌ها، از جمله اين فضا كاسته شد.
اما همچنان دغدغه‌هايي هست از جنس نشر از طريق وبلاگ
به اميد حفظ ارتباط گشاينده و معنادار با مخاطبان گرانقدر در اين فضا.

در ره روح پست و بالاهاست    .  .  .  .  كوه‌هاي بلند و درياهاست

كلاس‌ها و نشست‌ها

برنامه‌‌ي نشست‌هاي آموزشي و كلاس‌هاي پاييز 

تفكر نقادانه؛ براي عموم آزاد است
                    زمان پنجشنبهها يك هفته در ميان
                    مكان: مؤسسه فرهنگي «خانه دوستان آشنا»/ ميرداماد، نفت جنوبي، تابان/ تلفن 22222300
                    شروع: پنجشنبه اول آبان ماه

فلسفي عمومي؛ ويژه‌ي دانشجويان دانشگاه تهران (رشته‌هاي مختلف)؛
                         زمان: سه‌شنبه‌ها، ساعت 4 تا 5:30
                         مكان: دانشكده فني (پرديس مركزي دانشگاه تهران)
                        براي ثبت نام: مراجعه به «كتابخانه دانشجويي»

شعر و انديشه (خوانش انتقادي متون ادبي)؛  هم اكنون منطق‌الطير عطار
                      براي عموم آزاد است 
                       زمان: چهارشنبه‌ها يك هفته درميان / ساعت 5:30 عصر
                       مكان: اكباتان فاز يكم، خانه فرهنگ آيه 

توضيح: كلاس «عقل‌گرايي انتقادي» كه پيش‌تر اطلاع‌رساني شده بود، به تعويق افتاده است
دوستان علاقه‌مند لطفاً به نشاني: sc.philo@yahoo.com ايميلي ارسال فرمايند، در صورت فراهم شدن شرايط برگزاري كلاس، از طريق ايميل‌شان اطلاع‌رساني خواهد شد. 

پوزش براي خلل در فعاليت‌هاي اين صفحه

عرض پوزش از مخاطبان گرانقدر 

- بخش بارگذاري مطالب در بلاگفا گاه دچار مشكل است و به‌روز‌رساني در زمان‌هاي كه براي نويسنده مناسب است ميسر نيست.
 - بخش نظردهي، دچار اخلال اساسي است انگار

كوچ كردن از بلاگفا در دستور كارم هست اما  تا آن زمان از همين صفحه مختصر استفاده ادامه خواهد داشت
به هر حال پوزش.
در صورت ضرورت  ايميل:   kouh46@yahoo.com راهي است براي ارسال ديدگاه‌هاي دوستان در باره مطالب

پس از دو سه ماه وقفه و اشكال در سيستم بلاگفا، ظاهراً مشكل رفع شد.
به دليل مشكل پيش آمده امكان به‌روز رساني مطالب و بارگذاري يادداشت هاي جديد وجود نداشت.
به سهم خود پوزش و تأسف.
به اميد همراهي‌هاي بعدي با مشاركت مخاطبان بزرگوار و فرهيخته و دوستان گرانقدر 

اطلاع‌رساني:

اطلاع‌رساني كلاس‌ها و نشست‌ها

كلاس‌هاي آزاد و نشست‌هاي بهار 1394  بدين قرار برگزار خواهد شد.

1 - ادامه سلسله نشست‌هاي "بااديبان و انديشه‌وران" - ارديبهشت: با خيام؛ 
 زمان: سه‌شنبه‌ها _يك هفته در ميان_ ساعت 6 عصر // شروع: سه‌شنبه (يكم ارديبهشت)
مكان: ميدان انقلاب- كارگر شمالي- بن‌بست امين - شماره 3؛ مركز آموزش و توسعه فرهنگي دانشگاه تهران

2- ادامه كلاس‌هاي روش تفكر فلسفي (سير تاريخي) [ويژه دانشگاهيان دانشگاه تهران -رشته هاي مختلف و دانشجويان ديگر دانشگاه‌ها كه براي ورود به دانشگاه مشكلي نداشته باشند]
 زمان: سه‌شنبه‌ها _هر هفته_  ساعت 4 عصر تا 5:30 عصر
مكان: پرديس مركزي دانشگاه تهران - دانشكده فني - كتابخانه دانشجويي

3-  نشست‌هاي شعر و انديشه (ادامه منطق‌الطير عطار)
 زمان: چهارشنبه‌ها _يك هفته در ميان_ ساعت 5:30 عصر // شروع سال جديد: چهارشنبه دوم ارديبهشت
مكان: اكباتان؛ فاز يك- سه راه مخابرات - خانه فرهنگ آيه

4- ادامه جلسات مولوي‌‌شناسي
مكان:  تنكابن؛ روبروي فرمانداري- مؤسسه رنگ و ترنگ.
زمان: پنجشنبه _ماهي يك بار_ ساعت 6 عصر (براي تعيين زمان دقيق =» تماس با مؤسسه رنگ و ترنگ)

5- نگارش دانشگاهي (ويژه دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف و دانشجويان ديگر دانشگاه‌ها كه براي ورود به دانشگاه مشكلي نداشته باشند)
 زمان: چهارشنبه‌ها - 2:30 تا 5 عصر
مكان دقيق، و نحوه ثبت‌نام و شرايط حضور _با هماهنگي دوستان دست‌اندركار مجله عمران شريف_ متعاقباً اعلام خواهد شد.

چون ابر به نوروز

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست / برخيز و به جام باده كن عزم درست
كاين سبزه كه امروز تماشاگه توست / فردا همه از خاك تو بر خواهد رست

... به او كه فرورديني بدين خاكدان پاي گذارد
فرورديني ديگر رخ در نقاب خاك كشيد
و اين ميان چند صباحي داد و ستاند و مهر و بي‌مهري تجربه كرد و رفت. 

از جمله رفتگان اين راه دراز ... باز آمده اي كو كه به ما گويد راز ......

به ياد زمستان‌هاي برفي

به ياد زمستان‌هايي كه برف مي‌باريد. آن روزگاران كه هوا سرد بود در فصل سرما. و "چهار فصل" تعبيري بود كه در اين سرزمين معني داشت.

نقاب برفي- اطراف ايستگاه 5 توچال. چند سال پيشنقاب برفي - اطراف ايستگاه 5 توچال- چند سال پيش

به ياد صعودهاي زمستانه. به ياد برف‌كوبي‌هاي برنامه‌هاي ... حتي همين اطراف، كه گاه اگر مي‌خواستي كمي،... حتي تا آبشار سنگان و يا شيرپلا بالاتر روي، بايد دست‌كم تا زانو در برف فرو مي‌رفتي.

اكنون اقليم دگر شده است، طبيعت طبع عوض كرده است و احوالش همچون احوال زندگي جماعات انساني است، وضعيتي كه در آن مصرف‌زدگي چون خوره وجود آدمي را فراگرفته، ولع برخورداري از مدرن‌ترين صنايع و محصولات صنعتي وجود آدمي را فرا گرفته است و تحولات احوال، ديگر چون گذشته معنا ندارد. كه ديگر احساس‌هايي چون دلتنگي و شوق و در انتظار پيك صبا بودن براي خبري از آن كس كه مدت‌ از او بي‌خبر بودي، زير تأثير انواع وسايل ارتباطي بي‌معني‌اند، معلوم نيست، چه كس دور است و چه كس نزديك، از كي باخبري و از كي بي‌خبر!  و اين كه اصلاً خبر چيست ...

طبيعت را طبع دگر گشته.
به ياد زمستان‌هاي واقعي طبيعت، كه معلوم نيست در فرصتي كه از عمر باقي مانده، بتوان يك بار ديگر آن را تجربه كرد.

شهر، بي‌روح؛ معماري‌ها، زير تأثير سوداگري بيمارگونه‌ي ثروت‌اندوزي، تهي از معنا؛  زندگي، مثلاً مرفه‌تر از پيش، اما در فضاهايي كه به قفس نزديك تراند تا مأوا.
اقليم به هم ريخته است، همان گونه كه مرز و معناي روستا و شهر به هم ريخته، همچنانكه مرز بين اصالت و تعصب مبتني بر جهالت؛ و بين آزادي و لجام‌گسيختگي؛ و بين آرامش و آسايش و سكون و درماندگي؛ و بين رواداري ممدوح   و  بي‌طرفي رخوت‌آميز در برابر حقيقت و ارزش‌هاي اخلاقي.
به ياد طبيعت. . .
                .  .  .

جنگل عباس‌آباد-تنكابن؛ چند سال پيش (جنگل پيمايي نوروزانه)

خودمحوري / عزت نفس

در پاسخ به پرسش دوست ارجمند، آزاده خانم گرامي، كه طي كامنتي كه بر پست پيشين نوشته بودند، خواستار توضيحي در تمايز اين دو مفهوم شدند. البته اين مفاهيم براي دوستان اهل انديشه و تحقيق آشنايند و شايد ايشان نكته خاصي را در نظر داشتند؛ اما به هر روي براي اداي احترام و شروع بحث نكاتي را در اينجا مي‌نويسم، باشد كه اگر پسنديده افتاد بابي براي گفت‌وگوهاي بيشتر گشوده شود.

 سخن در تمايز دو مفهوم اساسي است:
                 خود محوري (ego-centrism) و عزت نفس (self-esteem)   

خودمحوري شامل دست كم دو وجه است: وجه شناختي و وجه اخلاقي.
1- خودمحوري به لحاظ شناختي حالتي است كه در آن شخص باورها و آراء خود را پيشاپيش (بدون وارسي كافي) تمامِ حقيقت بپندارد و به سوي نقد و نظر ديگران گشوده نباشد. يعني آماده نباشد باورهاي رقيب را جدي بگيرد و در صورت مشاهدة رحجان باور رقيب، از باور خود دست بكشد.
2- خودمحوري به لحاظ اخلاقي به شخصيتي اطلاق مي‌شود كه در آن فرد همة حقوق را به خود اختصاص دهد، يعني خود را محور خوب و بد بداند. زبان حال خودمحور به لحاظ اخلاقي چنين است: فلان چيز نيكو است، چون به ذائقة من خوش مي‌آيد و آن چه كه با ذائقه و منافع من ناسازگار باشد، فارغ از ارجاع اين داوريِ نيك/بد بر اساس امري عقلاني و متكي به فهم و منافع جمعي، بد است.

خودمحوري در هر دو حالش منفي است. براي منفي بودن خودمحوري به لحاظ شناختي چنين مي‌توان استدلال كرد: منطقاً چنين نيست كه باورهاي يك شخص بازنماينده‌ي حقيقت باشد. حال شخص خود محور به سبب "خودحق‌پنداري" و "ديگري باطل‌انگاري" هم خود را از حقيقت احتمالي محروم مي‌سازد و هم مانع تعيّن سر جمع حقيقت در فضاي عمومي مي‌شود. اما ناپسند بودن خودمحوري به لحاظ اخلاقي مبتني بر اين استدلال است كه فرد خود‌محور از وضعيتي محروم است كه آن را احترام به ديگران، و در حالت پيشرفته‌تر ديگردوستي مي‌ناميم. دوست داشتن ديگران فارغ از نفعي كه به ديگران مي‌رساند، موجب پديد آمدن حالتي از رشد در خودِ فرد است. يعني هم نوعي لذت روان‌شناختي و هم فضيلتي اخلاقي در گرو شكوفا شدن حالتي در فرد است كه با دوست داشتن ديگران ارتباط مي‌يابد و شخصِ خودمحور از اين حس محروم است. گذشته از اين وجه منفي خودمحوري، فرد خودمحور به سبب بروز چيزي به نام غفلت از ديگري، مانع از تعين رشد اخلاقي در عرصة عمومي هم مي‌شود و بنابر اين سدّي است در برابر رشد سرجمع اخلاق اجتماعي.

اما در مقابل، عزت نفس حالتي روان‌شناختي-اخلاقي است كه مثبت ارزيابي مي‌شود. عزت نفس مستلزم احترام به خود است. فردي كه داراي عزت نفس است، كسي است كه اولاً بر نقاط قوت و ضعف خود آگاه است، و ثانياً خود را به اندازة كافي دوست دارد. يعني با وجود وقوف به نقاط ضعف خود، از خود مأيوس نيست، با نقاط ضعف احتمالي خود به نوعي كنار آمده است، آن مقدار كه در توان او است، در پي جبران قصور است، و از آن مقدار كه تغييرش به دست او نيست صرف نظر مي‌كند و در ضعف‌هاي خود آن چنان درنگ نمي‌كند كه موجب توقفش شود. چنين فردي در عوض با تمركز بر نقاط قوت خود سعي مي‌كند سود و لذت بيشتري را براي خود و اطرافيان فراهم سازد تا بدين طريق هم خود از خود راضي باشد و هم به نحو معقول موجب جلب رضايت پيرامونيان گردد. البته جلب رضايت پيرامونيان در چهارچوب اخلاق و موازين، و نه به هر قيمت.

بدين طريق در ميانة طيفي كه يك سرِ آن خودمحوري خوانده مي‌شود، و سرِ ديگر طيف كه مي‌توان آن را ضعفِ نفس و فقدان اعتماد به‌نفس‌اش خواند، و هر دو منفي‌اند، حالتي موسوم به عزت نفس قرار دارد كه مطلوب است.

  • پرورش عزت نفس مستلزم چند نكتة ابتدايي و مهم است:

1-     داشتن تصويري شفاف از خود (self-concept)؛  شامل همه نقاط قوت و ضعف. از آنجا كه شخص به‌تنهايي و فقط با اتكاء به منظر خود بعيد است كه به تصوير شفافي از خود دست يابد، شايسته است بكوشد از زاويه ديد ديگران نيز به خود نظر كند،‌ نه تسليم محض اوصاف ديگران از خود باشد و نه كاملاً از زاويه ديد ديگران غفلت كند. بدين سان وضع موجود فرد در حد مقدور آشكار مي‌شود.

2-     تمرين براي نهادينه‌سازي حس احترام به خود؛ نوعي دوست داشتن خود و خواسته‌هاي خود، بدون آن كه به خودشيفتگي كشيده شود. در اين حالت با بروز نقاط ضعف و كشف خطاي احتمالي، شخص از دو افراط پرهيز مي‌كند: يكي اصرار لجوجانه بر موضع خود و مقاومت ناصواب و بي‌احترامي به منتقد، و ديگري احساس گناه بيش از حد و كوتاه آمدن در برابر هر كس كه عيب و ايرادي بگيرد و احساس تنفر و بيزاري از خود و خواسته‌هاي خود. بدين‌سان با التفاف بدين نكته كرامت و نيز ترجيحات متوازن و متعادل فرد پاس داشته مي‌شود.

3-     داشتن تصويري از حالت بهينه از خود (self-ideal)؛ تا كه آن احترام و رضايت ابتدايي از خود مانع از پويايي و حركت نشود و فرد نقشه‌اي نيز براي استكمال خود داشته باشد. بدين‌سان آينده‌اي نيز براي بقاي اين حالت رضايت و عزت نفس مورد توجه و اهتمام قرار مي‌گيرد.

  • همچنين عزت نفس نشانه‌ها و شاخص‌هايي دارد مانند:

1-     مسئوليت‌پذيري؛ يعني پاسخگو بودن در برابر رفتار خود كه احياناً  مستلزم خطاهايي هم ممكن است باشد.

2-     احساس خشنودي بالنسبه پايدار؛ يعني نه چندان شكننده در مواقع بروز ضعف‌هايي كه به هر حال براي همگان رخ مي‌دهد، و نه خشنودي افراطي و مانع از لحاظ كردن ديگران و يا مانع از پويايي.

3-     و در مراحل متعالي رسيدن به نقطه‌ي بلوغ فكري و خوداتكايي معقول در اخذ يك جهان‌بيني فكري و رهايي از تقليد در اصول.

اطلاع‌رساني كلاس‌ها- نشست‌ها

 

الف) با مولانا - سه‌شنبه‌ها، يك در ميان، ساعت 6 عصر (شروع: 18 آذر)
                  انقلاب- كارگر شمالي- بن بست امين- شماره سه. تلفن: 66419211

ب) ادامه‌‌ي شعر و انديشه، اكنون عطار: منطق‌الطير. چهارشنبه‌ها يك در ميان، ساعت 5:30       اكباتان- فاز يك- خانه فرهنگ آيه

ج) شيوه‌ي تفكر فلسفي، سه‌شنبه‌ها 4:30 عصر، دانشگاه تهران، دانشكده فني

د) آشنايي‌با "عقلگرايي انتقادي/رئاليسم انتقادي"، شنبه‌ها، ساعت 5 عصر، شروع: 20دي
                  مؤسسه دين و اقتصاد (براي ثبت نام: ايميل:  sc.philo@yahoo.com)