آب، امروز مسئله این است. (بخش اول)
فارغ از بحثهای آشنا، چگونه میتوان در بارهی بحران آب سخن گفت که تأثیرگذار باشد؟ این یادداشت نه یک نوشتۀ تخصصی، بلکه یادداشتی است به زبان ساده، که برای حساسسازی مخاطبان فرهیخته نسبت به وجوه فرهنگی و جامعهشناختی بحران آب پیشکش میشود.
توضیح؛ یک؛ بسیاری از مفردات و اطلاعات جزئی این یادداشت تکراریاند، اما برای رسیدن به نتیجه ناگزیر از تکرار بودهام. دو، در باره اطلاعات و آمار مورد نظر تفاوتهایی در منابع مختلف وجود دارد. من در اینجا به روایاتی که برایم از اعتبار بیشتر برخوردار بودند، یا آنها که متواضعانهتر بودند، اتکا کردهام. به هر روی این اختلافات چندان تعیین کننده نیستند و رویهم رفته در نتیجهگیری اصلی تأثیر محسوس نمیگذارند.
سؤال: آیا در بارۀ آب، براستی در وضعیت بحرانی قرار داریم؟ اگر آری آیا تغییر الگوی مصارف خانگی و به اصطلاح کار فرهنگی و تجدید نظر در سبک زندگی چارهسازاست؟ میگویند 90 درصد آب شیرین در ایران صرف مصارف کشاورزی میشود، بنابر این صرفهجویی در مصرف خانگی (نوشیدن، پخت و پز، شستوشو و مانند اینها) تأثیر چشمگیری در مدیریت بحران آب در ایران نخواهد داشت، واقعیت چیست؟ برای مدیریت بحران آب به چه موضوع یا موضوعاتی باید تمرکز کرد؟ عدهای فرهنگسازی را چارۀ کار میدانند و به اصطلاح توپ را در زمین مردم میاندازند و عدهای میگویند توپ در زمین مسئولان است و ریشۀ بحران را در سبک کشاورزی و مدیریت کلان منابع آب باید جستوجو کرد. واقعیت چیست؟
ابتدا مروری بر وضع موجود و توجهی دوباره به چند عدد و آمار آشنا.
الف) وضعیت طبیعی:
- متوسط میزان بارش در دنیا: حدود 750 تا 800 میلیمتر در سال؛
- متوسط بارش در ایران: 250 میلیمتر در سال؛ (یعنی مقدار آب شیرین ما کمتر از یک سوم میزان جهانی است)
- مقدار تبخیر آب در ایران سه برابر میزان جهانی است.
پس؛ با این وصف به زبان ساده، میزان آب قابل دسترس برای ایرانیان از منابع بارشی بیش از یک نهم مقدار جهانی نیست. حال اگر مقدار مصرف ما هم یک نهم وضعیت جهانی باشد، میتوان امیدوار بود تعادلی برقرار گردد. اما ببینیم مواجهۀ ما با آب چگونه است.
ب) وضعیت انسانی:
- میزان مصرف کل آب در دنیا: 40 درصد منابع آبی موجود است. یعنی بیش از نیمی از منابع آبی باید به مثابۀ ذخیره طبیعی بماند و مصرف نشود.
- میزان مصرف کل آب در ایران: تا 80 درصد منابع آبی موجود. یعنی در اینجا کمتر از 20 درصد آب به عنوان سهم طبیعت، برای تداوم روندهای طبیعی (حفظ اکوسیستم؛ بقای گیاهان و حیات وحش) باقی میماند. بسیاری از جانوران و اعضاء خانوادۀ در حال انقراض حیات وحش در ایران، جدای از شکار بیرویه، در اثر تشنگی و گرسنی ناشی از فقر پوشش گیاهی میمیرند.
- مقدار مصرف آب در مصارف خانگی در ایران دو برابر مصرف جهانی.
نتیجه این که منابعمان به مراتب از متوسط جهانی کمتر است و مصرفمان بیشتر. حال آیا ابهامی در بحرانی بودن وضعیت آب در ایران باقی میماند؟
- ده سال قبل پیشبینی میشد ظرف 10 سال اخیر آب دریاچۀ ارومیه تا 30 درصد کاهش یابد، اما ظرف کمتر از 7 سال از زمان آن پیشبینی، دریاچۀ ارومیه تقریباً خشک شد و 93 درصد، و نه 30 درصد از آب این دریاچه کاهش یافت.
- زایندهرود خشک شد. تالاب گاوخونی، دریاچه پریشان و بسیاری منابع دیگر آب شیرین خشک شدند. منابع بسیار کوچک و محدود یخچالهای کوهستانی هم وضع بهتری ندارند. یخچالهای منطقۀ علمکوه و سبلان رفته رفته نابود میشوند و خلاصه از رودخانهها و چاهها و سدها اخبار خوبی نمیرسد.
- طبق آمارهای رسمی، 140 هزار حلقه چاه غیرمجاز در ایران وجود دارند که شیرۀ زمین (ذخیره آب) آن را میمکند. چاههای عمیق و نیمه عمیق، بهوسیلۀ چه کسانی حفر میشوند؟
- امروزه دیگر تردیدی نیست که احداث بیش از نیمی از سدهای کشور هیچ توجیه منطقی نداشته است، و موجب تشدید مصرف بیرویه و نابودی طبیعت شده است.
آیا همچنان در وجود بحران آب در ایران جای تردید است؟ براستی چاره چیست؟
"كــوه"، "كــتاب" و "گفـتوگـو"