اندر احوال گیاهخواری (بخش نخست)
گمان نکنم سعدی گیاهخوار بوده باشد، اما چه نیکو گفته است:
ﺷﻨﯿــﺪم ﮔـﻮﺳـﻔﻨـﺪی را ﺑﺰرﮔﯽ رھـﺎﻧﯿـﺪ از دھـﺎن و ﭼﻨﮓ ﮔﺮﮔـﯽ
ﺷﺒﺎﻧـﮕه ﮐﺎرد ﺑﺮ ﺣﻠﻘﺶ ﺑﻤﺎﻟﯿـﺪ روان ﮔـﻮﺳـﻔـﻨـﺪ از وی ﺑﻨـﺎﻟـﯿـﺪ:
ﮔـﺮ از ﭼﻨﮕﺎل ﮔـﺮﮔــﻢ در رﺑــﻮدی بدﯾـﺪم ﻋﺎﻗﺒـﺖ ﮔـﺮﮔﻢ ﺗﻮ ﺑـﻮدی
«سعدی»

۱.
حدود بیستوهفت-هشت سال پیش بود که نخستین بار یک خامگیاهخوار کوهنورد قابل را از نزدیک دیده بودم، مهندس وزیری، عضو هیأت علمی دانشگاه علموصنعت بود به گمانم. شهریور ۱۳۶۹، در منطقه علمکوه، در نخستین صعودم به آن قلۀ بینظیر. ملاقات وی خاطره و درسآموختههایی داشت بسیار ماندگار.
ذهنم مختصری درگیر شده بود با سبک تغذیۀ وی، اما به هیچ روی آن زمان قضیه جدی نبود.
سه-چهار سالی پس از آن ملاقات «فواید گیاهخواری» صادق هدایت را خواندم، ذهنم بیش از پیش مشغول شد، اما قضیه همچنان غیر جدی بود. باید اعتراف کنم که طی سالهای پس از آن ملاقات و این مطالعه، ذهن درگیر بود و به زعم خودم به ادله آنها در دل پاسخ میگفتم.
باز اذعان میکنم که محور استدلالهایم دو سرخط عمده داشت:
۱- ساختار کالبدی بدن ما شبیه جانوران گیاهخوار نیست، یعنی گر چه به لحاظهایی مانند ساختار دندان و طول روده کوچک تفاوتهایی با جانوران گوشتخوار داریم، اما تفاوتهای چشمگیری هم با حیوانات گیاهخوار داریم، مثلاً شکمبه نداریم که همسفرگان شکمی (میکروارگانیسمهای مهمان دستگاه گوارش) بتوانند، از سلولز و غذاهای صرفاً گیاهی پروتئین و ویتامینهای مورد نیازمان را تأمین کنند.
۲- در آموزههای دینی چیزی خلاف گوشتخواری نیامده بود. آن گوشتها که حرام بود، مشخص شده بودند و آنها که حلال شمرده شده بودند، لابد خوردنشان بلااشکال بوده است.
اما آن دغدغههای ذهنی بیکار ننشستند و روزی کار خود را کردند؛ آن دو توجیه به سود گوشتخواری تا حدود زیادی خاصیت خود را برایم از دست دادند. از تابستان ۱۳۹۳ به نوعی از گیاهخواری وارد شدم.
۲. دلایل گوناگون گیاهخواری:
چنین نیست که همه گیاهخواران به یک دلیل معین از خوردن گوشت اجتناب کنند. به طور کلی میتوان دلایل اجتناب از گوشتخواری و روی آوردن به گیاهخواری را به چهار دسته تقسیم کرد:
- بهداشتی-پزشکی: قائلان به این دلیل بر این باوراند که گیاهخواری برای تندرستی سودمند است.
- دینی: این که بر اساس موازین یک دین، خوردن جانوران ناپسند باشد، مانند فرقههایی از آیین هندو و نیز آیین بودا. برای تقریب به ذهن، خوردن گوشت برخی حیوانات مانند گوشت خوک در اسلام بهکلی حرام است و در بارۀ جانوران حلال گوشت آنها که ذبح شرعی نشدند حرام است. رویهمرفته بر اساس این نوع دلیل، انگیزۀ اجتناب، نه دلایل پزشکی، بلکه عمل به دستورات دینی است.
- اخلاقی: نه به دلیل تأمین سلامت، و نه به دلیل پیروی از اوامر دینی، بلکه صرفاً به دلیل رعایت «حقوق حیوانات» از خوردن گوشت پرهیز گردد.
- به دلیل ناخوشآیندی: این که کسی از غذاهای گوشتی بدش بیاید یا احساس اشمئزاز کند، در حالی که نه به لحاظ پزشکی، نه دینی و نه اخلاقی، منعی برای مصرف فرآوردههای جانوری احساس نکند.
دلیل من برای روی آوردن به نوعی از گیاهخواری (نیمه گیاهخواری)، از نوع سوم بوده است.
۳. انواع گوناگون گیاهخواری
گیاهخواران را به دستههای مختلف میتوان تقسیم کرد. برای آن که دستههای گوناگون گیاهخواری را بشناسیم، بد نیست بدانیم رویهمرفته ۷ گونه مختلف رژیم غذایی قابل تشخیص و تمییز است:
- همهچیزخواری: مجاز بودن استفاده از انواع گیاهان و جانوران بدون محدودیتی خاص. اکثریت آدمیان در این دسته میگنجند.
- کمگوشتخواری: کسانی که این رژیم را در پیش میگیرند، روزهایی خاص را بنابهدلایلی مانند دلایل زیستمحیطی گوشت نمیخورند. مانند کسانی که در آمریکا عضو کمپین کمگوشتخواریاند و تنها دو روز در هفته (مثلاً دوشنبه و پنجشنبه) از خوردن گوشت اجتناب میکنند تا گامی در جهت کاهش روند فزایندۀ گرمای کره زمین (global warming) بردارند.
- نیمه گیاهخواری (semi-vegetarian): پرهیز از خوردن گوشت حیواناتی خاص؛ مانند پرندگان و پستانداران، بدین دلیل که این دسته از حیوانات دارای شبکۀ عصبی کمال یافتهاند و درد را بهتمامی احساس میکنند و کشتن و ذبح و آمادهسازی گوشت این حیوانات برای مصرف، مستلزم وارد آوردن بیشترین رنج به آنهااست. کسانی که این رژیم را در پیش میگیرند، معمولاً از آبزیانی مانند میگو و ماهی که عصب درد ضعیفتری دارند و مصرف گوشتشان معمولاً مستلزم وارد آوردن درد و رنجی مانند ذبح نیست، استفاده میکنند.
- گیاهخواری (vegetarian): خودداری از خوردن هر نوع گوشت، شامل گوشت انواع پرندگان، پستانداران، آبزیان و مانند آن. اینها البته از فرآوردههای جانوری غیرگوشتی، مانند لبنیات و تخممرغ و عسل استفاده میکنند.
- وگنیسم (veganism): بر اساس سبک زندگی این گروه از گیاهخواران، مصرف هر گونه فرآوردۀ جانوری مستلزم وارد آوردن آزار به حیوانات است و از این رو ممنوع است. یعنی علاوه بر گوشت تمام انواع حیوانات، از لبنیات و تخممرغ و عسل هم پرهیز میشود. بهعلاوه، وگنها، از بهرهگیری از هر کالایی که در تولید آن قطعهای از بدن حیوانات بهکار رفته باشد، اعم از کفش چرمی، بند ساعت چرمی، کیف چرمی، لباس خز و کیسهخواب پر (قابل توجه دوستان کوهنورد! J) و مانند آن پرهیز میکنند.
(بسیاری از گیاهخواران و نیمه گیاهخواران نیز از مصرف لباس و پوشاکی که در تولید آن از اجزاء بدن جانوران استفاده شده باشد، میپرهیزند)
- خامگیاهخواری: در این رژیم غذایی، علاوه بر اجتناب از مصرف هر نوع فرآوردۀ جانوری، از غذاهای پخته مانند نان و پلو و انواع خورشت نیز پرهیز میشود. خام گیاخواران نیز به نوبه خود به دو دسته تقسیم میشوند: «نیمهخام خوار» و «کامل خامخوار»؛ و این دستهبندی بدین وابسته است که فرد تنها و تنها از غذاهای طبیعی استفاده کند، یا مجاز باشد از نمک تصفیه شده و چای و آب داغ نیز استفاده کند. برخی خام گیاهخواران از آب تا حدود ۵۰-۵۵ درجه گرم شده، نمک و برخی قرصهای مکمل همچون قرص آهن، B12 که منبع اصلی آنها غذای گوشتی است و در رژیم کاملاً گیاهی فقر این موارد تهدیدی علیه سلامت محسوب میشود، استفاده میکنند.
- مایعخواری: رژیم غذایی که (البته فقط برای مدتی معین) در آن از انواع غذاهای گوشتی و حتی گیاهی اجتناب شود و تنها از آب و برخی نوشیدنیهای حاوی ویتامین و مواد معدنی ضروری استفاده شود. این رژیم غذایی دائمی نیست و گاه حداکثر تا یک ماه، به دلایلی مانند بازیابی سلامت و به اصطلاح پاک شدن بدن یا کاهش وزن و مانند آن به کار گرفته میشود.
من طی این دو و نیم سال گذشته، تابع گزینۀ سوم بودم، یعنی نیمهگیاهخواری. یعنی از مصرف گوشت گاو و گوسفند و انواع پرندگان و ماکیان پرهیز کردهام، اما در حد محدودی (هر ماه یکی دو وعده) از آبزیان، همچون ماهی و میگو، و نیز از فرآوردههای لبنی و تخم مرغ و عسل استفاده کردهام.

میتوان پرسید:
- دلایل به سود هر کدام از ۷ نوع رژیم غذایی، و چالش قرار گرفته بر سر راه هر یک از رژیمهای هفتگانه چیست؟ به لحاظ بهداشتی-پزشکی، و نیز به لحاظ اخلاقی کدام گزینه بهواقع زیر سوال است و کدام گزینه موجه است؟ به فرض رجحان اخلاقی گیاهخواری، آیا گیاهخوران در معرض کمبود برخی مواد غذایی لازم برای حفظ سلامت نیستند؟ فهرست غذایی مطلوب برای هر یک از رژیمهای یاد شده چیست؟
من در مجال محدود وبلاگ نمیتوانم به طور مبسوط به همه پرسشهای یاد شده بپردازم، اما بهطور اجمالی به برخی پرسشها، در یادداشتهای بعد خواهم پرداخت.
ادامه دارد