اخلاق در كوهنوردي (1)
الف) مقدمه: درباره اخلاق پرسشهاي گوناگوني ميتوان مطرح كرد:
1- منظور از اخلاق چيست؟ تفاوت "بايدها و نبايدهاي" اخلاقي با ديگر نظامات انشائي در چيست؟
2- تكيهگاه يا منشأ اين وظايف كجا است؟
3- قواعد كلي اخلاقي كه شايستهي اعتنا و متابعت براي همگان باشد، كدامند؟
4- در هر موقعيت معين دقيقاً چگونه بايد رفتار كرد تا اصول و قواعد مورد توافق در بند (3) رعايت شوند؟
5- وظايف اخلاقي ما در موقعيت ويژهي كوهنوردي كدامند؟
پرسشهاي 1 و2 به فلسفهي اخلاق مربوط ميشوند؛ پرسش3 ذيل اخلاق هنجاري (normative ethics) ميگنجد، پرسش 4 بحث را به حوزهي اخلاق كاربردي (applied ethics) ميكشاند. و پرسش 5 مصداقي از مورد 4 است. بنابر اين "اخلاق كوهنوردي" مفهمومي است ذيل اخلاق كاربردي.
ما در اين مجال مختصر، فرصت پرداختن به پرسشهاي 1 تا 3 و نيز توضيح جامع در بارهي پرسش 4 را نداريم، و تنها به پرسش 5 خواهيم پرداخت.
ب) "اخلاق" اجمالاً "به رسميت شناختن حقوق" است، مبتني بر وجدان درون. انسان اخلاقي كسي است كه ابتدا از "خودمداري" (ego-centrism) عبور كند و خودآگاهي به وجود "ديگري" در او نهادينه شود، سپس به حقوق عناصر گوناگون محيطي توجه كند، آنگاه وظايف خود را در برابر همهي ذيحقّان و ذينفعان بشناسد و بدانها پايبند باشد.
فرد كوهنورد يا مرتبط با كوهنوردي ميتواند در جايگاههاي مختلف قرار داشته باشد: 1- كوهنوردي معمولي و منفرد 2- عضوي از يك باشگاه كوهنوردي 3- سرپرست يك گروه يا باشگاه كوهنوردي 4- مربي كوهنوردي 5- راهنماي كوهستان 6- سرپرست يك تيم صعود 7- امدادگر/پزشك كوهنوردي 8- طراح وسايل كوهنوردي 9- فروشندهي تجهيزات كوهنوردي 10- عضو تيم امداد و نجات كوهنوردي و ... فرد اخلاقمدار در هر يك از اين جايگاهها در برابر حقوق ديگران وظايفي به عهدهي خود احساس ميكند.
به طور كلي طرف مقابل اين حقوق را ميتوان به سه دسته تقسيم كرد:
نخست- ديگري (انسان/انسانهاي ديگر)
دوم- محيط زيست (طبيعت)
سوم- خود (خود به مثابهي ذيحق)
در اخلاق كوهنوردي لازم است تكاليف فرد كوهنورد اخلاقمدار، يا كسي كه با مشاغل كوهنوردي به نوعي مرتبط است، در برابر آن سه ذيحق كلي آشكار شود. ابتدا احصاء ذيحقان:
دستهي نخست؛
1- ديگر كوهنوردان كه در كوهستاني كه من براي كوهنوردي پاي در آن نهادهام حضور دارند، يا در برنامههاي آينده به اين نقطه خواهند آمد؛
2- ديگر گروههاي كوهنوردي كه به موازات گروهي كه من بدان تعلق دارم مشغول فعاليتاند؛
3- انسانهاي غيركوهنوردي كه رفتار من براي دسترسي به كوهستان يا در كوهستان، بر چگونگي زندگي آنها اثر ميگذارد: مردم بومي (مردان و زنان و كودكان روستاهاي مبادي صعود)
4- تأمين كنندگان: فروشندگان، مسئولان پناهگاهها، رانندگان، چارپاداران، ...
5- شهرونداني كه سبك كوهنوردي، تردد و هر گونه فعاليت من در شهر كه ناظر بر كوهنوردي است، در وضعيت آنها اثر ميگذارد. (مردم بهسر برنده در محل قرار صبحهاي برنامهها، ...)
6- خانوادهي من و خانوادهي همنوردان
دستهي دوم؛
1- عناصر غيرزنده و زندهي كوهستان محل صعود: خاك، چشمهسارها و رودها، گياهان، جانوران (از حشره و شته و عنكبوت گرفته تا انواع خزندگان و پرندگان و پستانداران كوچك و بزرگ كه كوهستان خانهي آنها است)
2- آب و هواي كوهستان كه ممكن است به نحوي تحت تأثير رفتار من در كوهستان قرار گيرد، (رانندگي و رها كردن دود و گرماي ناشي از وسايل نقليه يا افروختن آتش، تا نحوهي استفاده از آب و خام مشرف بر آبهاي سطحي)
3- محيط و منظر كوهستان، (تحت تأثير نحوهي ايجاد سر و صداي من و تيم من، نحوهي كمپينگ من يا تغيير عوارض و سيماي كوهستان: ساخت پناهگاه، يا سنگچين و برپايي چادر و ...)
4- منابع زيرزميني نقاط مختلف دنيا كه مواد استخراج شدهي آنها صرف ساخت تجهيزات فني و عمومي براي برنامههاي كوهنوردي من ميشود.
5- آبوهواي كل كره زمين كه فعاليت كارخانجات توليد كنندهي تجهيزات كوهنوردي من بر آن اثز ميگذارد.
6- منابع و تجهيزات شهري كه صرف دفع انواع پسماندهاي ناشي از فعاليت كوهنوردي من ميشود.
دستهي سوم؛
1- سلامت جسمي من كه ممكن است تحت تأثير رفتار من در كوهنوردي قرار گيرد. (من چقدر مجازم براي انجام صعودهاي پرمخاطره، كه بعضي از آنها ممكن است آسيبهاي جدي در پي داشته باشد، رنج يا ضايعهي جبرانناپذير بر خود وارد كنم؟)
2- سلامت روان من (كه ممكن است تحت تأثير قرار گرفتن طولاني در ارتفاعات بسيار بالا، يا قرار گرفتن در شرايط بسيار دشوار و استرسزا از حالت متعادل و قرين تندرستي خارج شود)
3- بهينگي زيست اجتماعي و سلامت معنوي خود (چقدر مجازم مسائلي مانند زندگي فردي، خانوادگي، رشد فردي ناشي از ايفاي نقشهاي اجتماعي، و آيندهي تحصيلي و شغلي خود را تحت تأثير كوهنورديهاي حرفهاي قرار دهم؟)
از نظر نگارندهي اين سطور، كوهنوردي تنها يك ورزش ساده، در ميان انواع ورزشها نيست، يك سبك زندگي است. نوعي سبك زندگي كه اگر با موازين درست اجرا شود، ميتواند بالاترين دستآوردهاي فردي و اجتماعي را در پي داشته باشد. تسلط بر اصول اخلاق كوهنوردي از جملهي اين موازين است.
تا پست بعدي
"كــوه"، "كــتاب" و "گفـتوگـو"