برای پنجاهمین سال درگذشت فروغ
«و این منم
زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درك هستی آلوده زمین
و یأس ساده و غمناك آسمان
و ناتوانی این دست های سیمانی ...»
۲۴ بهمن مصادف است با تاریخ درگذشت فروغ فرخزاد، شاعر صاحب نام معاصر. اکنون پنجاهمین سال درگذشت فروغ است.
فروغ در حالی که بیش از ۳۲ سال و یک ماه و ۱۶ روز نداشت درگذشت. سیودو سال و اندی، زمان بسیار کمی است برای رسیدن به قلههای ادبیات و فرهنگ. و فروغ در این سن به قله رسیده بود و ای بسا به قله بدل شده بود.
نام فروغ در کنار نیما و شاملو و اخوان ثالث و سپهری به عنوان پیشکسوتان و صاحبان سبک در ادبیات معاصر مطرح است. شعرهای فروغ به زبانهای پرگویشگر جهان همچون انگلیسی و اسپانیایی و فرانسوی عربی ترجمه شده است. فروغ تنها شاعر نبود، اهتمام او به تولید فیلم و نقشآفرینی در عرصۀ سینمای مستند، شخصیتی هنرمند به معنای عامتر کلمه و تحلیلگری اجتماعی را به نمایش میگذارد. زندگی پر نشیبوفراز فروغ از یک هستومند پرالتهاب، جسور و پویا خبر میدهد، با ذهنی خلاق و روانی پرهیجان.
قابی از تصویر فروغ در آینۀ سلمان هراتی؛
به قلم محسن مخملباف: فروغ خواهر ما بود
سلمان هراتی، شاعر آسمانهای سبز، هرگاه از شمال به دیدن ما می آمد، یك كیسه پرتقال به همراه داشت. یك بار از همه آن بارها، دست خالی آمد. دوستان بر او خرده گرفتند كه "لحظه هامان پرتقالی نیست." او گفت: " امروز می خواهم به یك گناه اعتراف كنم. این بار از شمال آمدم، فقط به قصد این كه بروم سر خاك فروغ و پرتقالها را هم همانجا خیرات كردم." دیگری گفت: " من تو را بخشیدم، چون خودم هم مخفیانه گناهكارم. چرا كه هر وقت روزه بوده ام، با فاتحه ای برای فروغ افطار كرده ام." من گفتم: " گر حكم شود كه مست گیرند، در شهر هر آنكه هست گیرند. من هم از زمره خطاكارانم و اگر دست خودم بود، بار دیگر كه به دنیا می آمدم، با خدا شرط می كردم كه برادرم صادق هدایت باشد، خواهرم فروغ فرخزاد، پسر خاله ام، دكتر شریعتی و پسر عمه ام، اخوان ثالث؛ كه اگر كسی خواست به قصد قربت، فحشی نثار كسان متعددی كند، به یك فامیل یك جا فحش بدهد و كارش راحت باشد."
مأخذ: پایگاه اینترنتی محسن مخملباف
"كــوه"، "كــتاب" و "گفـتوگـو"