برف نو
بنشين خوش نشستهاي بر بام
پاكي آوردي اي اميد سپيد
همه آلودگي است اين ايام
‹‹ شاملو››
بارش نخستين برف در هر سال، بلافاصله اين خط از شعرهاي شاملو را برايم تداعي ميكند و با اين قطعه همدلي بيشتري در مقايسه با ساير زمستانيهاي شاعران بزرگ احساس ميكنم. براي مثال زمستان سرايي مشهور اخوان ثالث: هوا بس ناجوانمردانه ...
در زمانهاي كه همه آلودگي است، هر برف نو بشارتي است به پاكي ؛ دست كم پاكي در طبيعت.
راستي كه فرايند تبديل آبهاي آلوده به بخار و سپس برف سپيد و پاك، چه تأمل انگيز است، اين طور نيست؟
به گمانم كسي همگون كوهنوردان نتواند اين همه لطف و پاكي را دريابد و از نزديك به درك مقام برف نايل آيد.
اگر چه نشستن در اتاقي گرم در كنار شعلههاي شومينه و نظاره بر بارش سبك و نرم برف از پشت پنجره، در حالي كه ليواني چاي داغ مهياست و خاطر تا دور دستها را به پرواز در ميآيد و ... ، نوعي استفاده از روزهاي برفي در زيست شهري به حساب ميآيد، اما اين كجا و شبي را در دل اتاقي كه در و ديوارش يكسره از برف است كجا ! تصور كنيد شما ميتوانيد، بلكه ناگزيريد، بخشي از ديوار خانه را بكنيد تا بنوانيد آب نوشيدنيتان را تأمين كنيد.
سال گذشته توفيق اجراي برنامه شب ماني در اتاقبرفي دست نداد، اميدوارم امسال بتوانم اين تجربه را تكرار كنم. 
تمرين ساخت اتاق برفي، يكي از برنامههاي كمنظير در تقويم گروههايي است كه كوهنوردي زمستاني را جدي ميگيرند.
البته برخورداري از پوشاك و تجهيزات كافي و تخصصي؛ و صد البته اطلاعات فني از كوه و مخلفاتش در زمستان، همچون بهمن و نقاب برفي و wind chill factor و ... شرط لازم لذت بردن از برنامههاي زمستانه است .
"كــوه"، "كــتاب" و "گفـتوگـو"