نیت خوب، اما شایستگی و دقت...؟ این است مسئله!
۱) ایستگاه ۵ تلهکابین توچال، شهریور ۱۳۹۱:

خب، یعنی؟
- نیت نصب کنندگان تابلو: خوب، احیاناً هشدار دادن خلقالله به وجود همه جا حاضر خداوند و پرهیز دادن آنها از گناه. ابتکار عمل پنداشتهی آنها: استفاده از تکنیک آشناییزدایی. یعنی اگر همه جا توصیهی مستقیم این است که "گناه نکنید" و گویی این پیام در اثر تکرار خاصیت خود را از دست داده، این بار گوینده، به خلاف انتظار ابتدا میگوید بیاگناه کنیم، اما پس از آن شرطی میگذارد: آنجا که خدا نباشد. گویی نتیجهاش با درنگی مشخص خواهد شد، هیج جا نتوانی که گناه کنی، چرا که خدا همه جا هست ... . بهبه، مطلوب با شگردی خلاقانه حاصل شد.
خوب، حالا اشکال کار کجا است؟
۱- نفس ِ نقش بستن فعل مثبت و امری به گناه، آن هم با تعبیر صمیمی متکلممعالغیر در کوتاه زمانی، زمانی بهشدت کوتاه، در ذهن (اگر جرأت داشتم میگفتم ضمیر ناخودآگاه) از قبح گناه فرو میکاهد.
۲- حال اگر خواننده به هر دلیل خداباور نبود، آیا روا است گناه کند؟ چرا پیش فرض گرفتهایم که همه خوانندگان خداباورند؟
۳- چرا غیرمستقیم القا کنیم که همهی خداناباوران گناهکاراند؟
۴- به فرض که مخاطب پیام خداباور باشد، چرا تنها ترس از خدا دلیل پرهیز از گناه باشد؟ چرا توصیه نکنیم به پرهیز از گناه، بهدلیل قبح ذاتی عمل گناه؟ اجتناب از عمل خلاف اخلاق به دلیل ترس، مطابق است با پایینترین سطح از سطوح رشد اخلاقی. (ر.ک. از جمله به پستی از همین وبلاگ: اینجا)
۵- اگر فرض بر این باشد که در پیام مورد نظر موقتاً بر پایینترین مرحله از رشد اخلاقی تکیه شده است، خوب است بر این نکته هم توجه شود که چنین پیامهایی برای آنها که رشد نیافتهاند، ناخودآگاه "خدای" مخوف را ترسیم میکند و راه برقراری ارتباط محبتآمیز با خدا را میبندد. البته من با این آموزه که بندهی خدا از شرم حضور در محضر باری از گناه بپرهیزد، اصلاً مشکل ندارم، در این صورت باید چنین آموزش دهیم: <<۱-گناه اخلاقآً قبیح و زشت است، ۲-خوب است در محضر خدای مهربان و دوست داشتنی و در عین حال پرشوکت از انجام عمل زشت بپرهیزیم.>> اما این که به سیاق بیان مستقیم و به اصطلاح "روساخت" آگهی مورد نظر، ابتدا گناه را امری خودمانی و توصیه کردنی بیان کنیم و آن وقت تنها به دلیل ترس از وجود همه جا حاضر و العیاذ بالله موی دماغ و مزاحم "او"، چارهای نداشته باشیم جز اجتناب از آن امر مطلوب! بسی متفاوت است با درک فضیلت شرم از خدا.
۲) ایستگاه یک تلهکابین توچال، شهریور ۱۳۹۱

خوب؟
این که دیگر شرح نیاز ندارد، دارد؟
یک بیت حافظ و این گونه خطا؟ نگران نیستیم با به حافظه سپرده شدن این جمله علاوه بر انتقال نادرست و حتی بیمعنی سخنی از حافظ بزرگ، آن جنبهی حساس به موسیقی شعر ذهن خوانندگان را با شسکت وزنی بدین حد فاحش، خراب کردیم؟
یعنی در این دستگاههای عریض و طویل که از درج آرم هیچ گونه مضایقه نمیفرمایند، یکی نیست ذهنش آلارم دهد که این جمله هم مشکل اساسی وزنی دارد و هم معنای آن مخدوش است؟
بله ... "مکن ز غصه شکایت که در طریق ادب به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید"
در نهایت احترام به نیت مجریان محترم برنامهها.
"كــوه"، "كــتاب" و "گفـتوگـو"