پــراكــنـده
۱- به آزاده خانم گرامي: پرسشتان يادآور سخني ۲۵۰۰ ساله است، از سقراط، به نقل از يكي از رسالههاي افلاطون. البته با ترجمههاي مختلف، مطلب با تعابير مختلف نقل شده است، كاش يوناني ميدانستم و با وفاداري بيشتر به اصل، مطلب را ميآوردم.
فعلاً با ترجمهاي از Benjamin Jowett:
... whether the pious or holy is beloved by the gods because it is holy, or holy because it is beloved of the gods.
مجالي بايد گشودن مطلب را. تا آن زمان منبعي براي مطالعهي بيشتر در اين زمينه ميتواند رسالهي اوتيفرون از مجموعه آثار افلاطون باشد، درود.
2- به 5671 گرامي؛ خدا كند توفيق زيارت دماوند دست دهد.
۳- به ". . ." گرامي؛ اين صفحه به طور متوسط هر ماه دو بار بهروزرساني ميشده و همچنان ميشود، فرصت براي نويسنده محدود است، مايه محدود است، زيادهگويي خلاف ادب است و وقت خواننده نيز محترم. البته سپاس از ابراز لطف و علاقهي مهرآميز شما براي پيگيري بيشتر اين صفحه.
۴- به آذربايجان لرزيده؛ دوباره زمين لرزيد، طبق طبيعتش، و انسان كه خانه ساخت، بر سياق تمدن و به خلاف طبيعت و مقتضيات آن، تلفات داد، رنجور شد، از دست داد و در ترس است هنوز. جداي از نقد تمدن، تمدن ناسنجيده خود را با مقتضيات طبيعت، براي كاستن رنجوري ديگران، من چه كردم؟ ما چه كرديم؟ اين بار انگار گروههاي مردمي، در قهر با بانگ و بنگاههاي رسمي، جنبشي بيش از نهادهاي رسمي از خود نشان دادند، بسيار درخور تقدير و اميدآور است؛ اما گويي هر گاه كه در شرايط اقليت و موضع اوپوزيسيونيم براي اثبات خود به جنبشي بيش از حالت تثبيت درميآييم. نيكي همواره نيك است، اگر همراه با خلوص و نه آميخته با گوشه زدن به شخصي يا نهادي يا سيستمي باشد، بسي ارزشمندتر است. روزگار تغيير و تثبيت اوضاع و ارزشها و بروز نيكيهاي خالص در پيش باد انشالله.
- در كنار احساس همدردي با ضايعهديدگان جاني و خانوادگي، در حسرتم براي بافتهاي ساده و صميمي و اما البته بياستحكام روستاهايي كه خراب شدند و يك عقبهي فرهنگي و معماري نواحي روستايي و كوهستاني را با خود به دل خاك بردند. تقريباً مطمئنم در فاز بازسازي كسي به احياي آن بافتها، كه البته بايد لحاظ كردن استحكام انجام گيرد، نميانديشد. همه دستپاچهاند تا پيش از فصل سرما آجرها و بلوكهاي سيماني روي هم چيده شوند و سرپناهي براي مصون ماندن مصيبت ديدگان از سرما بالا بيايد. چه كسي اهميت ميدهد با بافت و منظر و معماري آن نواحي چه خواهند كرد؟ آيا در كنار گروههاي مردمي و امدادگر ميشد گروهي از دانشجويان و دانشآموختگان معماريِ مثلاً دانشگاه تهران، گروه "امداد و نجات ِ بافت و منظر" تشكيل دهند و به منطقه بشتابند؟ ... تا در شرايطي كه وجههي همت نهادهاي رسمي و حاكميتي، همانا تدارك هيزم براي تنور بعدي مسابقهي قدرت است و اگر به منطقهي زلزله زده نيز ميانديشند، آميخته با پندار كلاهي است كه ميتوان از نمد بازسازي آن مناطق براي خود بافت، اين گروههاي تحصيلكردهي مردمي چهرهاي از پيوند فرهيختگي و امداد و بازسازي را به منصهي ظهور ميگذاشتند.
همچنين چه خوب كه در كنار پزشك و امدادگر، در زلزلهي امسال، باب امداد رواني و حضور روانپزشك در منطقه هم گشوده شد و چه خوب بود اگر اصحاب رسانه و يا گروههاي مردمياي نيز با عينك اخلاق به موضوع مينگريستند، آنچنانكه در سونامي ژاپن، در مطبوعات جهاني رقم خورد، آنجا كه ضعف رفتاري سانحهديدگان آمريكايي با پختگي رفتاري سوناميديدگان ژاپني مقايسه شد.
و اداي احترامي به آذربايجان با خاطرات تصويريام از سفر سال گذشته به آن خطه:



"كــوه"، "كــتاب" و "گفـتوگـو"