زهي فلسفي مردي كه خيام بود
ليكن چـو در اين غـم آشـــيـان آمـدهام آخر كم از آن كه من بدانم كه كيام
۲۸ ارديبهشت را به نام خيام نام گذارهاند. او البته رياضيدان و منجم و در نوع خود دانشمندي بود، اما بيشتر به خاطر رباعياتش، در زمرهي شاعران شناخته شده است. و الحق عنوان رباعي با نام خيام پيوندي جدي دارد.
اما چرا رباعيات خيام تا اين مايه مشهور است؟ درونمايهي رباعيات چيست كه اين همه تأثيرگذار است؟
برخي در اشعار خيام نوعي عصيان و حتي الحاد ديدند و به دليل گرايشهاي غيرديني خود آن را پسنديدند، برخي در آن نشانههاي الحاد ديدند و به دليل علاقهي پيشيني به خيام، انتساب رباعيات به او را محل ترديد قرار دادند، برخي در او نشانهي الحاد ديدند و از اصل خيام و رباعيات را با هم به كناري نهادند. برخي هم خيام را حفظ كردند و هم رباعيات را، اما طبق سنت مألوف ما به تأويلهاي عجيب و غريب متوسل شدند و سعي كردند هر گونه ادعاي الحاد، و حتي تشكيك در آراء متداول كلام اسلامي، را از او رفع كنند و خيام و رباعيات را در كنار ايدئولوژي محبوب خود، در كنار هم نگه دارند.
. . . اما به گمان بنده هيچ كدام از اينها خيام را بهتمامه خوانش نميكند. او انديشهگري اصيل و صميمي است كه لذت انديشهي ناب و پرسشگري خالص را با تنآسايي زير سايهي هيچ ايدئولوژي معامله نكرد. به اعتراف خودش نه ملحد است، نه متشرع، ... نه كفر، نه اسلام، ...
رنـدي ديـدم نشـسته بـر خنــگ زميـن نه كفر و نه اسلام و نه دنيا و نه دين
نه حق نه حقيقت، نه شريعت، نه يقين اندر دو جهان كـه را بـود زهـرهي ايـن
(رباعي ۱۴۱، از نسخهي مصحح فروغي)
پس چه؟
اين انديشهگر اصيل نشابوري، پيشرو طريقت رندي است كه دو قرني پس از او وارث راستينش از سرزمين فارس، خواجهي شيراز، بسط اين طريقت را وجههي همت خود قرار داد.
فرصت شمر طريقت رندي كه اين نشان چون راه گنج بر همه كس آشكاره نيست
(حافظ)
به گمان من ميتوان او را در زمرهي صميميترين و متحورترين انديشهگران وادي فلسفه فرهنگ فارسي دانست. البته او خود از انتساب به فلسفه در معناي متداول آن روزگار تن زد:
‹‹ دشمن به غلط گفت كه من فلسفيام ... ›› شرح اين رباعي مجالي موسع ميطلبد، اما اگر فلسفيدن در معناي اگزيستانسياليستي را در نظر آوريم، بيشك خيام از پيشروان انديشهي اگزيستاساليستي در ايران و جهان است.
براي تبيين و تأييد اين مدعا مقالهاي تنظيم كردهام كه نميدانم جايي مجال چاپ خواهد يافت يا نه.
تا آن زمان دوستان پيگير را به مقدمهي مرحوم محمدعلي فروغي ارجاع ميدهم كه به نظر بنده، از ارزشمندترين يادداشتها است بر شرح درونمايههاي خيام، كه تا كنون به فارسي نگاشته شده است.
قـومي متفـكرانـد انـدر ره ديـن قومي به گمان فتاده در راه يقين
ميترسم از آن كه بانگ آيد روزي كاي بيخبران راه نه آن است و نه اين
(رباعي ۱۴۳، از نسخهي مصحح فروغي)
"كــوه"، "كــتاب" و "گفـتوگـو"