تبليغاتX
كوه-فلسفه - اعطني الناي و غني
كوه-فلسفه

تقديم به دوستاني كه رها از هر تعصب و گشوده به سوي "امر زيبا"، آميزه‌اي از هنر شاعري و موسيقي و مضموني ناب و طبيعت‌گرايانه را فراتر از روزمرّگي‌ها به گوش جان مي‌نيوشند.

شعر: جبران خلیل جبران       صدا : فَیروز  (هنرمند شهير لبناني)

أعطني الناي و غن فالغنا سر الوجود/
و أنين الناي يبقى بعد أن يفنى الوجود/
أعطني الناي و غن فالغنا سر الخلود/
و أنين الناي يبقى بعد أن يفنى الوجود/

هل إتخذت الغاب مثلي منزلا دون القصور/
فتتبعت السواقي و تسلقت الصخور/
هل تحممت بعطر و تنشفت بنور/
و شربت الفجر خمراُ في كؤوس من أثير/

 أعطني الناي و غن فالغنا سر الوجود/
و أنين الناي يبقى بعد أن يفنى الوجود/
أعطني الناي و غن فالغنا سر الخلود/

و أنين الناي يبقى بعد أن يفنى الوجود/

 هل جلست العصر مثلي بين جفنات العنب/
و العناقيد تدلت كثريات الذهب/ 
هل فرشت العشب ليلاُ و تلحفت الفضا/

زاهداً في ما سيأتي ناسياً ما قد مضى/

 أعطني الناي و غن فالغنا عدل القلوب/
و أنين الناي يبقى بعد أن تفنى الذنوب/
أعطني الناي و غن و انس داء و دواء/

إنما الناس سطور كتبت لكن بماء/              (از اينجا بشنويم)

  [زحمت ترجمه را نخست دوست گرامي خانم امامي كشيدند، كه دستي در آن بردم و پس از بازترجمه و ويراستاري بدين صورت درآمد]

 آن ني را پيش‌آر و نوايي ساز كن كه نواست كه راز هستي است
و بانگ ني ماندگار است، از آن پس كه همه چيزي به نيستي مي‌پيوندد
آن ني را پيش‌آر و نوايي ساز كن كه نواست كه رازجاودانگي است
و نواها ماندگارند، از آن پس كه همه چيزي به نيستي مي‌پيوندد

 آيا هرگز همچون من جنگل را، و نه كاخ‌ها را،  آشيانه ساخته‌اي
تا در پي جوبارها روان شوي و صخره‌ها را درنوردي؟
پس آيا در رايحه‌ي خوش گلها، تن شسته‌اي و با نور خود را خشك كرده‌اي؟
و بامدادان باده‌اي از جام آسماني نوشيدي؟

 آن ني را پيش‌آر و نوايي ساز كن كه نواست كه راز هستي است
و بانگ ني ماندگار است، از آن پس كه همه چيزي به نيستي مي‌پيوندد
آن ني را پيش‌آر و نوايي ساز كن كه نواست كه رازجاودانگي است
و نواها ماندگاراند، از آن پس كه همه چيزي به نيستي مي‌پيوندد

 آيا عصرگاهي همچو من در ميان ساقه‌هاي تاك نشستي
ميان آن خوشه‌ها، آن چلچراغ‌هاي زرين
آيا شبانگاهي بر زيرانداز چمن آرميدي، كه آسمان رواندازت باشد
فارغ از انديشه‌ي آينده و از ياد برده‌‌ي گذشته

 آن ني را پيش‌آر و نوايي ساز كن كه نوا قراربخش دلهاست
و بانگ ني ماندگار است، از آن پس كه از گناهان چيزي بنمانده‌است
آن ني را پيش‌آر و نوايي ساز كن و دردها و دواها را از ياد ببر
كه مردمان سطرهاي آن كتيبه‌اند كه با آب نوشتندش

  


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |