
|
م ۶- اصول اخلاقي جهانشمول |
پساقراردادي |
3 |
|
م ۵- مصالح اجتماعي | ||
|
م ۴-التزام به قانون |
قراردادي |
2 |
|
م ۳- دختر خوب – پسر خوب | ||
|
م ۲- جهتگيري ابزارانگارانه، نسبي |
پيشاقراردادي
|
1 |
|
م ۱- جهتگيري فرمانبرداري، تنبيهي |
كوهلبرگ بر اساس اين مدل جوامع مختلف را مورد بررسي قرار داد و دريافت كه كمتر جوامعي وجود دارند كه بتوان در آنها مردمي يافت كه به مراحل پساقراردادي و به ويژه ششم راه يابند.
در مرحلهي پيشا قراردادي افراد معمولاً از ترس تنبيه، از امري ناپسند پرهيز ميكنند و اگر تنبيه برداشته شود التزام به بايد و نبايد كم ميشود. از نظر كوهلبرگ اين نخستين مرحلهي رشد اخلاقي انسان است كه ميتوان آن را در كودكان سراغ گرفت. كودكان دركي از قرارداد اجتماعي ندارند و ترس از تنبيه به وسيلهي پدر و مادر باعث ميشود از ارتكاب به خطا اجتناب كنند.
در مرحلهي بعد كه همچنان پيشاقراردادي است، تن دادن به پسند و ناپسند اگر چه نه به خاطر در امان بودن از تنبيه، اما به عنوان ابزاري است كه باعث ميشود شخص به خواستههاي معين شخصي برسد كه مطلوبي غير از فضيلت اخلاقي است. اين در مرحلهاي بالاتر از دوران اوليه كودكي قابل مشاهده است.
در مراحل قراردادي ابتدا شخص نه فقط به خاطر نفع آني و خارج از فضايل، بلكه به دليل پسنديده بودن عمل كردن در چارچوبهاي اخلاقي از امري منفي دست ميكشد با به امري مثبت اقدام ميكند. منتها همين دوره نيز به دو مرحله قابل تقسيم است. مرحلهي پايينتر همان است كه ميتوان آن را با تشويقهاي معنوي معرفي كرد و كوهلبرگ براي درك آسانتر، آن را رسيدن به مرحلهي دختر خوب و پسر خوب معرفي كرده. اين مرحله در زندگي فرد شامل دورههاي نخستين جواني است. در مرحلهي بالاتر، صِرف ِ محترم بودنِ قانون، فارغ از اين كه احترام به آن منجر به تشويقي شود يا نه، باعث التزام است.
در مرحلهي پساقراردادي است كه شخص متوجه ِ پسنديده بودن نفس فرمان اخلاقي ميشود، نيك بودن ذاتي هر عمل مبناي احترام به آن است، حال ميخواهد به صورت قراردادي اجتماعي مطرح شود يا نشود. در عاليترين سطح اين دوره از رشد اخلاقي، شخص به درك ارزشهاي جهانشمول نائل ميشود. در واقع رسيدن به اين مرحله مبنايي پديد ميآورد كه خود تابع قواعد اخلاقي نيست، بلكه قواعد اخلاقي تابع آن هستند.
حال دو سؤال: ۱- هر یک از ما در كدام يك از اين مراحل قرار داريم؟ ۲- برآيند رشد اخلاقي جامعهي ايراني كجا قرار دارد؟ براي دست يابي به پاسخ از جمله ميتوان به رفتار مردم در برابر قوانين راهنمايي و رانندگي دقت كرد.
ادامه دارد تا بعد
باري، دوست خوبي در زماني پيش، خواسته بودند يك پست بي شيله پيله ـ به تعبير خودشان - در بارهي اين كه " چه جوري بريم كوه و تجهيزات و ..." بنويسم. وعده كردم براي اجابت و اكنون زمان وفاست.

۱- پيش از اين كه پاي در كوه بگذاريم، ابتدا بايد يك اتفاقي در ذهنمان بيافتد و بعداجمالاً به ۵ سؤال پاسخي بدهيم و بعد كار را آغاز كنيم.
۲- آن اتفاق در ذهن عبارت است از دلتنگ شدن براي طبيعت. هوس ِ بودن در فضايي كه از همهمهي شهر و البته بسياري امكانات آن خبري نيست. كوهستان ميتواند كمي وحشي و گاه بسيار خشن باشد. اين طبيعت كوهستان است و اتفاقاً همين سرشت دشوارناكش، يكي از علل خواستني بودن آن است. پس نكتهي مهم اغازين اين است كه بدانيم به اصطلاح در كوه حلوا پخش نميكنند و كوپيمايي و كوهنوردي سختيهاي خود را دارد. البته به جاي حلوا چيزهايي هست كه صد حلوا با آن برابري نتوانند كرد. سكوت، آرامش، عظمت، موجبات حيرت، زيبايي، گاه تنهايي (اگر تنهاروي را به درستي بياموزيم كه البته براي شروع توصيه نميشود) و ... و اين كه از همين اول عادت كنيم كه با طبيعت دوست باشيم. ورود هر انسان جديد بد جوري احتمال تخريب طبيعت را بيشتر ميكند. حتماً دوستي با محيط زيست و طبيعت كوهستان را ياد بگيريم. من پيش از اين در پستي نكاتي در حفاظت از كوهستان نوشتم.
۳- و اما آن ۵ سؤال: كِي؟ ، كجا؟ ، با كي؟ ، با چي؟ چگونه؟
۴- سؤال يكم اين است كه "كي؟" يعني چه زماني ميخواهيم اقدام به كوهنوردي كنيم. زمستان است يا تابستان؟كوهپيمايي در اين دو فصل گاه زمين تا آسمان متفاوت است. همين جا بگويم كه اگر كسي ميخواهد به همه لذتهاي كوهنوردي راه يابد، نميتواند زمستانها را به استراحت بگذراند و خيال كند در فصل گرم جبران ميكند. و البته كوهپيمايي در هر فصل آموزش و تجهيزات خاص خود را ميطلبد.
من به طور كلي به لحاظ فصلي سال را به دو نيمه تقسيم ميكنم و اين تقسيم بندي البته براي ارتفاعات مياني (حدوداً بين ۲۵۰۰ تا ۴۰۰۰متر در ايران) تا حدودي مصداق دارد: فصل سرد (از آذر تا فروردين) و فصل گرم (از ارديبهشت تا آبان).
توصيه: خوب است كسي كه ميخواهد كوهنوردي را آغاز كند، ارديبهشت را مبدأ زماني قرار دهد. اگر مرتب (هر هفته و يا حتي يك هفته در ميان) شخص تمرينهاي لازم را انجام دهد ميتوان اميدوار بود در مرداد ماه همان سال (البته به شرط جور بودن ساير شرايط) حتي موفق به صعود دماوند شود.
۵- سؤال دوم "كجا؟" يعني چه منطقهاي ، با چه ارتفاعي و با چه آب و هوايي و با چه درجهاي از دشواري. ويژگيهاي منطقه، از منظر شاخصهاي برنامهريزي صعود البته متعدد، اهم انها جز موارد اشاره شده از اين قرار اند: جاده دسترسي به مسير. مسافت مسير جادهاي تا مبدأ صعود، شيب مسير كوهپيمايي، ماكزيمم ارتفاعي كه شخص خواهد گرفت، دشواريهاي احتمالي مسير (بهمني بودن دهليزها، دست به سنگ بودن مسير، عبور از رودخانه، وجود چشمه در مسير، مناسب بودن مكانهايي براي كمپينگ در طول مسير، دماي هوا در ارتفاعات معين، شدت باد و ... (در مورد دما و شدت باد در كوهستانهاي مشهور و نواحي خاصي از ايران در سايت هاي اينترنتي اطلاعات ارزشمند و تا حدود زايدي قابل اعتماد وجود دارد كه از جمله تعدادي از آنها در همين وبلاگ لينك شدهاند). نقشهها و كروكيها گاه اطلاعات ازشمندي از محل و منطقه صعود در اختيار ما ميگذارند.
خوشبختانه در نزديكي اكثر شهرهاي ايران كوهستان وجود دارد و براي شروع كوهنوردي كافي است از ارتفاعات اطراف شهرمان شروع كنيم. براي تهرانيها ارتفاعات توچال البته نعمتي كم نظير است. كاش قدرش را بدانيم.
توصيه: پيش از هر صعود، خوب است با رجوع به منابع متعدد تا جايي كه ميتوانيم نسبت به منطقه و مسير صعود، اطلاعات كسب كنيم.
۶- "با كي؟" خيلي مهم است كه با كي همراه ميشويم. اهميت همراهي در كوه اصلاً با همراهي در شهر و سفرهاي عادي قابل قياس نيست. يك همنورد خوب بهترين لحظهها را در يك برنامه براي شما به ارمغان ميآورد و يك همراه نامناسب و ناهمگون ميتوان تمام لطف يك برنامه را سلب كند و حتي خطرآفرين باشد. از اين رو توصيه ميشود: مبتديان كوهنوردي را در همراهي با افراد قابل اعتماد و باتجربه شروع كنند، هيچ فرصتي را براي ياد گرفتن از دست ندهند، كله شقي نكنند و اگر به تجربه كسي عتماد كردند، براي يادگيري حوصله ب خرج دهند؛ متوسطان همروحيهها را پيدا كنند و براي همراهي با گروهها و افراد ناآشنا اصرارهاي نا به جا نداشته باشند و بپذيرند كه تيم ميزبان و سرپرست آن تيم حق پذيرفتن يا نپذيرفتن انها را دارد، ضمناً اكيداً توصيه ميشود متوسطان براي ابراز وجود عجله نكنند و به اصطلاح خودماني زود سعي نكنند اداي باتجربهها رادراورند، قبول مسئوليت فراتر از توان تازهكارها و بروز رفتارهاي پر خطر بيشتر متوسطان را تهديد ميكند؛ و بالاخره منتهيان ضمن اين كه حق دارند با تيمهاي گزين شده براي دل خود كوهنوردي كنند، گاهي هم مبتديان را به همراهي بپذيرند و از انتقال تجربه دريغ نكنند. ضمناً در كوهنوردي به سختي ميتوان به آخر خط رسيد، هميشه چيزي براي ياد گرفتن هست، حتي اگر پيشكسوت باشي.
۷- "با چي؟" ابزار و تجهيزات در كوهنوردي بسيار مهماند. در ميان كوهنوردي ارزانترين و در عين حال گرانترين است. در يك فصل مناسب، براي ارتفاعات دم دستي شما يك كفش اسپرت مناسب نياز داريد و اي بسا ديگر هيچ. كمي كه خواستيد بيشتر جدي بگيريد، كولهاي معمولي تهيه ميكنيد تا آب و تنقلات و احياناً يك لباس اضافه را در آن قرار دهيد. اما كار كه خيلي جدي شود شما به كفش و كولهي چند صدهزار توماني نياز داريد و پوشاك و غذا و تجهيزات پخت و پز و وسايل فني و ... . پس در مورد تجهيزات نميتوان نسخهي معيني پيچيد. اما چند توصيه كلي و مهم: نخستين سرمايهگذاري خود را به ترتيب در مورد اين سه "ك" انجام دهيد: كفش، كولهپشتي، كيسهخواب. البته براي انتخاب درست و اصولي هر يك از اينها به صفحهها و دقيقهها و حتي ساعتها مطلب نياز است كه برخي از آنها را در سايتها و وبلاگهاي كوهنوردي، به فارسي و انگليسي، ميتوانيد دريافت كنيد. اجمالاً براي دوستاني كه در آغاز راهاند عرض ميكنم براي شروع كار تهيه كفش تركينگ با مارك معتبر و كولهاي استاندارد با حجمي حدود ۴۰ ليتر، در اولويت است. در گامهاي بعدي البته تجهيزات بيشتر را بايد تهيه كرد. پول خود را دور نريزيد، به تناسب درجه كوهنوردي خود به طور خاص با كوهنوردان با تجربه مشورت و سپس اقدام به خريد كنيد.
در نهايت يك توصيه اكيد: خوب است از همين اول عادت كنيد اين ۱۰-۱۲ قلم جنس هميشه در كولهتان باشد، حتي اگر يك برنامه يك روزه و سبك را اجرا ميكنيد: -يك بادگير يا لباس سبك اضافه -آب - يك وعده غذاي اضافه سبك و مناسب -چراغ قوه كوچك و سبك (هدلايتهاي مناسبي اكنون در بازار دسترس است) -آتشزنه (كبريت يا فندك) -قطعهاي طناب (مثلاً يك رشته طناب ۵ يا حتي ۳ ميليمتري كوهنوردي به طول حدود ۱۰متر) -چاقو -سوت -كاغذ و قلم -قطبنماي سبك -وسايل كمكهاي اوليه (حداقل يك چسب زخم)
نكته: هيچ وقت پول قلنبهاي از آسمان براي خريد تجهيزات ِ بعضاً گرانقيمت كوه نميافتد. ياد بگيريم هر ماه مقدار پولي را - شايد حتي پنهان از ديدگان اهالي خانواده و حتي خودمان - زير نمدي، جايي قايم كنيم. پس از مدتي و مدتهايي يواش يواش ما هم مجهز خواهيم بود![]()
۸- "چگونه؟" اين پرسش ناظر بر انواع دانش و مهارتي است كه از راه برخورداري از آموزشهاي ويژهي كوهنوردي به دست ميآيد و نيز برنامهريزي. من اينجا مجال صحبت در باره برنامهريزي را ندارم. (شايد وقتي ديگر). اما در زمينهي كوهنوردي آموزشهاي متعدد و متنوعي تدارك ديده شده است، از انواع كلاسهاي تئوري تا برنامههاي عملي؛ از تغذيه در كوه گرفته تا پوشاك و ابزارشناسي؛ از شناخت كوله و كولهچيني گرفته تا هواشناسي؛ از نقشهخواني و مسيريابي گرفته تا اصول سرپرستي و ... و نهايتاً از كلاسهاي عملي كوهپيمايي گرفته تا آموزش سنگنوردي و كلاسهاي يخ و برف. با حضور در گروههاي كوهنوردي و هيأتهاي كوهنوردي كه زير نظر فدراسيون كوهنوردي در همهي شهرستانها فعالاند ميتوانيم از نحوهي برگزاري اين برنامههاي آموزشي مطلع شويم.
خب به گمانم اين پست بيشيله پيله بود، اما نميدانم مفيد هم بود يا نه.