تبليغاتX
كوه-فلسفه
كوه-فلسفه

خلنو(4375متر)  // ۲۱ و ۲۲ مرداد ۸۶خط‌الرأس خلنو-تيغه‌هاي ژاندارك

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و اما آخرين برنامه‌‌اي كه قرار بود پيش‌برنامة دماوند باشد:   خلنو

در ميان برنامه‌هاي ريز و درشتي كه به نوعي براي تاپ برنامه‌هاي شش ماه اول امسال "گروه كاركنان و دره و دشت لالوناستادان دانشگاه تهران"، يعني دماوند، نوعي پيش‌برنامه محسوب مي‌شد، اين برنامه‌ي خلنو جايي ويژه داشت و محك نهايي محسوب مي‌شد.    خلنو (البته در كنار  آزادكوه) از بلندترين‌هاي البرز مركزي پس از دماوند است.

 برنامه يك و نيم روزه قابل اجراست.  ظهر پنجشنبه، پس از ورود به منطقه‌ي فشم بايد در مسير جاده گرمابدر، كه با تابلوي زايگان از ادامه جاده شمشك، به شرق منحرف مي‌شود، پيش رفت و خود را به روستاي لالون (يا لالان) رساند. از اينجا راهپيمايي آغاز مي‌شود.

دوستان دانشگاه شريف نيز وارد منطقه شده‌اند و با فاصله‌اي از پشت سر در حركت‌اند.

در اين برنامه ما 12 نفر بوديم و جز اعضاء تيم دانشگاه تهران دو دوست ديگر نيز براي نخستين بار ما را درگردنه اين مسير همراهي مي‌كردند. دوست قديمي، جناب هـ. ع. كه در ميان رفقاي فلسفي‌ام به لحاظ اصالتي كه براي تفلسف آزاد و اصيل قائل است، جايي ويژه دارد، و جناب حنايي كاشاني كه علاوه بر اهالي فلسفه، به يمن حضورش در برخي برنامه‌هاي ويژه‌ي شبكه 4 تلويزويون از جمله سينما4 ، و صد البته به خاطر حضورفعالش در دنياي مجازي به نشاني: فل‌سفه براي عموم پيگيران ماجراهاي انديشه آشناست. گر چه دلمشغولي براي رتق‌و‌فتق امور گروه، فرصت چنداني براي خلوت كردن با دوستان فيلسوف و گفتگوهاي فلسفي نداد.

  از دره زيباي لالون كه كمپي آنجا مستقر و مشغول فعاليت‌هاي آموزشي بود، و چشمه آبمعدني مشهور به "تلخ‌آب" گذشتيم و درست در پرتو آخرين ذره‌هاي نور روزانه پنجشنبه است كه چادرها در مكاني بر فراز آبشاري زيبا بر پا مي‌شود و شبي كه ستاره و رگبار پراكنده‌ي باران به نوبت مي‌نوازندمان، ما را در بر مي‌گيرد. گروه ديگري كه بعداً مي‌فهميم كوهنوردان سابكو هستند، همسايه‌هاي آن شب بودند. گوش سپردن به نغمه‌هاي دير آشناي آهنگ‌هاي ايراني كه به سليقه همنورد جديد و نازنيني از دانشكده فني، دكتر دولتشاهي، گزيده و پخش مي‌شود، آخرين دقايق پنجشنبه را به جمعه پيوند مي‌زند و خوابي چند ساعته تا فردا.

 4:50 صبح جمعه، حركت كرديم. در جهت شمال ارتفاع گرفتيم. ساعت 7 صبح بر فراز گردنه بوديم. پس از استراحت و سيري در ارتفاعات و دره‌هاي اطراف، ساعت حدود 9:40 را نشان مي‌داد كه بر فراز خلنو بوديم. صعود خوبي بود و وقت كافي ( تا 10:30) براي توقف و استراحت بر روي قله در اطراف و البته در ميان غبار و مه رقيق، قله‌هاي بزرگ البرز، از علم‌كوه تا دماوند پيدايند. در زاويه جنوبي، دوستان دانشگاه شريف را مي‌ديديم كه قله‌ برج را صعود كرده‌اند. براي بازگشت مسير تيغه‌هاي ژاندارك را در پيش گرفتيم. از زير قله خلنوي كوچك رد شديم و به ابتداي تيغه كه رسيديم بدنه اصلي تيم به دره پايين سرازير شد، دو نفر از زير جبهه شرقي تيغه‌ها را دور زدند و من تيغه‌ها را رد كردم و جاي بسياري از دوستان آشنا با كار سنگ را خالي كردم.تيغه‌ها

يك توضيح مهم: بهتر است براي عبور از تيغه‌هاي ژاندارك از سمت جنوب به شمال تيغه، يعني از ناحيه قله برج به خلنو اقدام شود و براي بازگشت از دره شرقي استفاده شود و نه بالعكس.

 به هر روي با مراجعت به محل كمپ و صرف ناهاري در حدود 2:30 عصر و رساندن دوباره خود به ماشين و شهر و دود و ترافيك و صدا، اين برنامه هم به پايان رسيد تا مقدمات دماوند آماده شود.


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
پاشوره   (۳۹۰۰ متر) ///  ۱۵ تيرماه ۱۳۸۶

يكي از از مناطق كوهنوردي خوش‌آب و هوا و خوش منظره در منطقه البرز مركزي (استان مازندران)، قله پاشوره است.

در فاصله ۹۰ كيلومتري از تهران، در جاده هراز، آنجا كه جاده رينه از منطقه‌ي لاريجان، از جاده آمل جدا مي‌شود؛ جاده اي در جهت مقابل ( به سمت جنوب- جنوبشرقي) به سمت روستاي نوا كشيده مي‌شود. بايد از روي پلي رد شد، ۹ كيلومتري را در شيبي نسبتاً زياد طي كرد و ابتداي روستا از ماشين پياده شد و به دنبال مسير ورود به ارتفاعات گشت !!!
 متأسفانه احداث يك كارخانه توليد آبمعدني مانع از دسترسي مناسب به حاشيه رودخانه و حتي راه عبور به دشت‌هاي بالا دست است. معلوم نيست مسئول نظارت و تعقيب اين همه تعرض سودجويان، به محيط‌هاي طبيعي كيست.

از جذبه‌هاي مهم برنامه‌ي پاشوره، چشم انداز بسيار زيباي جبهه شرقي- جنوبشرقي گل سرسبد كوه‌هاي ايران، جناب دماوند است.

در طول مسير پس از عبور از راهي كه ابتدا از بين باغستان‌هاي گيلاس و آلبالو عبور مي‌كند، وارد دشتي مي‌شويم كه سرسبزي و پر آب بودن آن فوق‌العاده به نظر مي‌رسد. با عبور از سر چشمه، بايد كمي به غرب متمايل شد، از كنار اتراق‌گاه فصلي گوسفندان عبور كرد، از شيبي تند بالا رفت و به گردنه‌ي عبرت رسيد. پس از آن يك خط‌الرأس طولاني كه در امتداد غربي-شرقي ، به موازات خط‌الرأس دوبرار كشيده شده، راه دسترسي به قله است. قله‌ي پاشوره البته بلندترين نقطه‌ي اين خط‌الرأس است و نيايد انتظار يك ارتفاع مخروطي شاخص را از آن داشت. راه بازگشت با راه رفت تفاوت دارد. براي بازگشت مي‌توان از شن‌اسكي يال شرقي استفاده كرد.

عوارض كوهستاني منطقه حكايت از پديده‌هاي جالب زمين‌شناسي داشتند. از جمله انواعخط‌الرأس و قله پاشوره چين‌خوردگي‌ها و گسل‌ها و ...، و جالب اينكه فسيل‌هايي نيز در هر چند ده متر خودنمايي مي‌كردند.

از ديگر موجودات وافر در يال شرقي پوكه‌ها معدني بودند كه قديم‌ها به نام سنگ‌پا مشهور بودند.

اين برنامه از جمله برنامه‌هاي تقويم شش‌ماهه انجمن كوهنوردي دانشجويان دانشگاه تهران بود.

كاش فرصتي بيش از يك روز را مي‌شد براي حضور در منطقه و تماشاي دماوند بزرگ از آنجا اختصاص داد.

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |