تبليغاتX
كوه-فلسفه
كوه-فلسفه
"بحران معنويت، دين، هنر "
اين عنوان سخنراني‌اي بود كه يكي از همين پنجشنبه‌هاي شهريوري، به دعوت حوزه هنري قزوين ايراد كردم. به پيشنهاد يكي از دوستان علاقه‌مند خلاصه‌ي آن را در اينجا مي‌آورم.

۱. در ميان بحران‌هايي چون بحران انرژي، بحران محيط زيست، بحران اخلاق و ...، بحران معنويت و معنا، يا به تعبير ديگر مسئله‌ي معني زندگي(problem of meaning of life) يكي از دغدغه‌هاي جدي انسان در عصر حاضر است.

۲. نقطه مقابل مفهوم "معنا"، در عبارتِ  معناي زندگي، "پوچي" است.

۳. نظريه پردازان، به گونه‌هاي مختلفي در تشريح معناي پوچي كوشيده‌اند. يكي از اين آراي مشهور از آن تامس نيگل است . او در توضيح مفهوم پوچي به موارد زير اشاره مي‌كند:
       - بي‌هدفي، به غايتي معين معطوف نبودن؛
       - غير‌جدي بودن، آميخته با شك و تصادف بودن زندگي؛
       - فاقد اهميت، كوتاه و ناپايدار بودن زندگي. 

۴. سنت‌گرايان، كساني همچون رنه گنون و سيد حسين نصر، فاصله گرفتن انسان مدرن از آموزه‌هاي ديني و امر قدسي را سبب احساس پوچي و فقدان معنا مي‌دانند. گرايش‌هاي مختلف نيهيليستي نيز با بي‌ارزش دانستن  سرچشمه‌هاي معنا بخش، بر طبل بي‌معنايي مي‌كوبند. مدرنيست‌هايي نيز هستند كه اگر چه نه بسان نيهيليست‌ها و سنت‌گرايان، تزلزل معنا را در دنياي مدرن هشدار مي‌دهند و در پي چاره اند.

۵. چنانچه معنيِ "معنا" را در تعابير تجربه‌گرايانه يا منطق‌گرايانه محصور ندانيم، در فضايي خارج از سپهر علم‌گرايي و عقلانيت خودبنياد و حداكثري، مي‌توان در جست‌و‌جوي معنا گشت. عده‌اي دين را ، برخي هنر را و كساني حوزه وسيع‌تري به نام زيبا‌شناسي را كه شامل زيبايي‌هاي هنري و زيبايي‌هاي طبيعي است، سرچشمه‌هاي معنابخش، بويژه معنا در تعبير "معني زندگي" مي‌دانند.

۶. صرف نظر از اينكه مدعيات و گزاره‌هاي يك دين خاص را برخوردار از حقانيت بدانيم يا نه، به اذعان بسياري متفكران و جامعه شناسان، بايد اديان را داراي وجوهي از كاركرد در امر معنا بخشي به زندگي بشر بدانيم. سرّ ِ  ماندگاري اديان بزرگ را در طول تاريخ، مي‌توان منطبق بودن آموزه‌هاي اديان با نيازهاي معنوي بشر دانست. در تعليمات ديني است كه حيات بشر محدود به زندگي فاني دنيا معرفي نمي‌شود  و از زندگي پس از مرگ سخن به ميان مي‌آيد. در تعاليم ديني است كه زندگي دنيوي عبث پنداشته نمي‌شود و جلب رضايت موجودي برتر به نام خدا بدان هدف و جهت مي‌دهد. البته چنان كه گفته شد، طرح صرف مدعيات ديني تأمل و وارسي در صدق آنها را منتفي نمي‌كند، نكته اين است كه نمي‌توان نسبت به دعاوي ديني در باب معنابخشي زندگي بي‌نياز يا بي‌اعتنا بود.

۷. در باب عرصه‌ي زيباشناسي و تعريف هنر، نظريه‌‌هاي فراواني ارائه شده است. طبق نظر متفكران متأخر همچون ريكور، عرصه‌ي هنر عرصه‌ي ‌بي‌معنايي است. منظور از بي‌معنايي در اين تعبير فقدان معنا به طور كلي نيست بلكه عدم تعين معنا در محدوده‌اي خاص و معين است. در واقع مي‌توان گفت عرصه هنر ، و زيبايي به طور كلي، عرصه‌ي گشودگي افق‌هاي معنايي به سمت بي‌نهايت است. ساحتِ هنر ساحت اقتضاهاي معنابخشي در عين آزادي از دلالت‌هاي يگانه است. از اين رو انسانِ در جستجوي معنا و خسته از يكنواختي در دنياي نشانه‌هاي فاقد روح صنعت و علمِ و عقلانيت ابزاري مي‌تواند با پرواز در سپهر هنر و زيبايي بهانه‌اي براي زيستن بيابد.  شايد از همين رو بود كه نيچه، از منظر يك نيهيليست فعال( در مقابلِ نيهيليسم انفعالي) مي‌گويد : اگر هنر نبود حقيقت ما را خفه مي‌كرد.

۸. من بر دو سرچشمه‌ي "دين" و "زيبايي و هنر" سرچشمه ديگري مي‌افزايم: "انس با طبيعت" را . پرداختن به طبيعت و شناخت آن نه به قصد سلطه بر آن، بلكه به قصد مسحور شدن در جلوه‌هاي بديع بي‌بديلش، وجهي براي بودن و نفس كشيدن فراهم مي‌كند.

من در اينجا الحاقيه‌اي بر آن سخنراني مي‌افزايم ؛ اما . . .   آيا بشر حريص و زياده طلب چيزي از  طبيعت به جاي گذارده است؟ به نظر مي‌آيد كوه‌ها ، شايد به دليل ساده‌ي صعب العبوري، تنها بخشي از طبيعت اند كه از شر تخريب انسان‌ها ، آن هم تاحدودي، مصون مانده اند.


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
آنارشيسم (۲)

دوست كوهنورد و انديشه‌گر گرامي جناب احسان در اظهار نظري بر يادداشت نخست در باره آنارشيسم پرسيدند:
    " قبلا که در مورد آنارشیسم خونده بودم سوالی برام پیش آمد که هنوز جوابی براش پیدا نکردم: آنارشیست ها چه جانشینی برای دولت قائلند؟ این "نظم طبیعی" بالاخره از سوی یک نهادی باید تامین شود. نهاد های موقتی اجتماعی از چه راهی انتخاب میشوند و چگونه باید تغییر یابند؟"

در پاسخ بايد توضيح دهم ؛ اولاً پيش از رنسانس اگر چه حكومت‌ها در سرزمين‌هاي مختلف وجود داشتند، اما نهاد دولت به معناي امروزين آن وجود نداشت، در حالي در آن جوامع زندگي و نظم خود به خودي وجود داشت. دوگانه‌ي " nation-state " يا دولت-ملت ره‌آورد انسان مدرن است. بنابر اين لزوماً وجود نظم اجتماعي، برخاسته از نهاد دولت به معناي امروزين آن نيست . ثانياً حتي در قرون و دهه‌هاي اخير، آبادي‌هايي وجود داشته و  دارند كه بدون كنترل مستقيم دولت اداره مي‌شدند و مي‌شوند. حال يا مثلاً كدخدايي در آبادي وجود دارد كه عندالزوم فصل‌الخطاب منازعه‌هاي احتمالي است يا طبقه‌اي ازجوانمردان يا باسوادها و افراد مسني هستند  كه محل رجوع مردم در مواقع لازم اند.
 با اين مقدمه بايد گفت، از منظر آنارشيسم، مردم در بيشتر موارد بر اساس آداب و اخلاق و سنت‌ها حركت مي‌كنند و به نهاد مقتدري كه در تك تك موارد اقدام به وضع قوانين پيچيده و نظارت بر اجراي آن كند احتياج ندارند. حال اگر در هنگامه‌هايي مانند حمله دشمن خارجي يا منازعات داخلي نياز به مداخله‌ي مرجعي بود :
۱- معمولاً كساني كه به اصطلاح ريش سفيد محسوب مي‌شوند ايفاي نقش مي‌كنند. واضح است كه نبايد جايگاه ريش سفيدي را با نهاد دولت يكي گرفت. ريش سفيدان با تكيه بر اخلاق و باورهاي سنتي اعلام رأي و اقدام به حل نزاع مي‌كنندنه به اقتضاي قدرت بلامنازع. و در صورتي كه بي‌راهه روند عدم رجوع مردم به آنها، آنان را بدون مقاومتي از جايگاه مي اندازد. اما دولت‌هاي مدرن با تكيه بر قدرت متراكم، برتر از نقد مي نشينند و به راحتي كنار نمي‌روند. حال اگر بپذيريم تراكم قدرت در كانوني كه اعضائ آن را انسان‌هاي جايزالخطا مي‌سازند مي‌تواند زمينه را براي مباح جلوه دادن تيغ ودرفش آماده سازد، پس بهتر كه بدين قيمت گزاف، مرجعيت ريش سفيدان را با نهاد دولت عوض نكنيم.  ۲- چنانچه هدايت نيروهاي دفاعي  در هنگامه‌هاي نبردي بزرگ به نقش رهبري‌اي همچون فرماندهي سپاه نياز داشته باشد، از منظر آنارشيسم اين تجمع و ايفاي نقش رهبري كاملاً موقتي خواهد بود و رهبران، نيروهاي منتخب مردمي شايسته خواهند بود كه به انتخاب مردم و با رأي پيش كسوتان در مقطي كوتاه وارد ميدان مي‌شوند و فرداي اتمام كارزار همچون ديگر مردم به زندگي روزمره باز مي‌گردند. پس، گروه‌هاي منسجم و خودجوش، آري؛    و  نهادهاي صُلب و هميشگي، نه.
  شايد بتوان پيمان حلف‌الفضول( و به تبع آن جمع جوانمردان) را كه با حضور فعال محمدبن عبدالله، در عصرجاهلي و پيش از آنكه كه به پيامبري اسلام مبعوث گردد، در شهر مكه ، نمونه‌اي از اين تجمع‌هاي مردمي و كارآمد اما غير نهادي به معناي مدرن دانست.

  البته ناگفته نماند در جهان كنوني كه گرانبار از تبعات شكل‌گيري دولت‌هاي مدرن و تكنولوژي مخرب مدرن است، شايد فقدان نهاد دولت به كلي انتزاعي و غيرقابل دفاع به نظر آيد، بله چنين است. شرح و بسط ما از آنارشيسم جنبه كاملاً تئوريك دارد، براي ترسيم فضاي مطلوب ذهني در شرايطي كه در هيچ جامعه‌اي قدرت متمركز وجود نداشته باشد و اهتمام مردم به اخلاق‌ورزي اختياري باشد.    در شرايط كنوني من نظريه مطلوب را نظريه دولت حداقلي ( minimalistic) مي‌دانم كه قرار شد بعداً در باره اش بيشتر بنويسم.

  تا دير نشده يادآوري كنم كه ما نمونه‌اي از عمل اخلاقي با استفاده از پيش‌كسوتان و بدون حضور چارچوب و قوانين آهنين را در فضاهاي كوه و كوهنوردي شاهديم. در آن ارتفاعات بلند و دور از دست‌رس،  نه از ناهنجاري‌هاي شهر مانند سرقت و مزاحمت‌ها و آزارهاي گوناگون شهري خبري است و نه آن نهادها و نيروهاي قانوني، با اين حال تعارضات زيادي پيش نمي‌آيد و چنانچه پيش آيد معمولاً با گفت وگو و ارجاع به اصول پذيرفته شده جامعه كوهنوردان و اخلاق كوهنوردي و احياناً مداخله موردي و نهادينه نشده‌ي پيش‌كسوتان حل مي‌گردد.

تا بعد ... .


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
آنارشيسم

   يكي از مفاهيمي كه در فرهنگ ما، بلكه در عالم انديشه سياسي، مورد بدفهمي واقع شده، "آنارشيسم" است. آنارشيسم را معمولاً به معناي هرج و مرج و آشفتگي در اوضاع به كار مي‌برند. در حالي كه نه ريشه‌شناسي اين واژه و نه كاربرد آن در اصطلاح طرفداران اين گرايش فكري، اين برداشت را تأييد نمي‌كند. ريشه واژه آنارشيسم  an-archos است. archos به زبان يوناني به معني سر و رييس است و پيشوند منفي‌ساز an كه بر سر آن مي‌آيد، به معني "سروري‌ستيزي" و در اصطلاح انديشه سياسي به معناي "مخالفت با حكومت" است. پس به لحاظ لغوي اين واژه هيچ نسبتي با "هرج و مرج" و بي‌نظمي ندارد. 
   انديشه سياسي آنارشيسم به وسيله متفكران فرانسوي و روس قرن نوزده و بيست  در مخالفت با اقتدارگرايي نهادهاي دولتي كه به بهانه ايجاد انضباط اجتماعي به اعمال خشونت دست مي‌يازيدند، پديد آمد. 
پير پرودون(۱۸۰۹-۱۸۶۵) متفكر فرانسوي، نخستين كسي بود كه در عصر مدرن رسماً خود را آنارشيست معرفي كرد. او خواهان جانشيني نظم طبيعي، و در صورت لزوم نهادهاي موقتي و ناگزير اجتماعي، به جاي نظم مقتدرانه‌ي حكومتي و سازمان‌هاي رسمي اجتماعي و اقتصادي بود. در مقابل پرودون كه خواهان تغيير آرام اوضاع به سمت جامعه آرماني آنارشيستي بود، كساني همچون بلانكي(۱۸۰۵-۱۸۸۱) و باكونين(۱۸۱۴-۱۸۷۶) متفكر انقلابي روس، براي مخالفت با اقتدار خشن دولتي، توسل به خشونت را مجاز مي‌دانستند. آنارشيست‌ها در مخالفت با دولت تا آنجا پيش ‌رفتند كه حتي دموكراسي را بر نمي‌تافتند. طبق اين نظر اگر چه شر دموكراسي از سلطنت كمتر است، اما از آنجا كه نهاد دولت در هر حال با نوعي سلطه و تحكم عجين است، دموكراسي را استبداد اكثريت معرفي مي‌كردند.
   به عكس قول مشهور كه آنارشيسم را ملازم آشوب طلبي مي‌داند، از نظر انارشيست‌ها اين نهاد حاكميت است كه يا خود مستقيماً عامل اعمال خشونت است، و يا غير مستقيم و با برانگيختن جنبش‌هاي متقابل و متخاصم باعث پديد آمدن آشوب مي‌گردد.
   كروپاتكين(۱۸۴۲-۱۹۲۱)كه يك شاهزاده روس متمايل به آرائ آنارشيستي بود، عقيده داشت  اگر نظام‌هاي بيدادگر از بين روند، ديگر نيازي به دادخواهي نخواهد بود تا وجود نهاد دولت براي دادستاني لازم آيد.

   براي آشنايي بيشتر با آراء آنارشيست‌ها بايد به متون انديشه سياسي رجوع كرد، اگر چه در زبان فارسي در اين خصوص فقر منبع شديد است. هدف از ذكر اين معرفي مختصر از آنارشيسم، نه مخالفت با هر نوع نظريه دولت در وضعيت موجود اجتماعي است و نه دفاع از تمام باورهاي آنارشيست‌هاي رسمي. هدف اين است كه بر ضرورت تأمل در گونه‌هاي مختلف نظم اجتماعي و انواع حكومت و كارآمدي هر يك از نظريه‌هاي دولت تأكيد شود. بدين سان، آنجا كه در ضرورت وجود هر نوع دولت و اقتدار مي‌توان ترديد كرد،  ترديد در روايي نظري حكومت‌هاي تمامتخواه، جاي خود خواهد داشت.
   راستي چرا بايد به منظور دست‌يابي به جامعه‌اي مطلوب، به جاي تأكيد بر رشد اخلاقي و علمي افراد جامعه، تا اين حد در باب انواع مدلهاي حكومتي و نظريه‌هاي مشروعيت دولت‌ها به جدال بنشينيم؟ چرا فكر مي‌كنيم هويت فردي و حقيقي آدم‌ها بايد در هويت اعتباري اجتماعي‌ و سياسي‌شان اينقدر ذوب شود! اگر مي‌پذيريم كه تجمع قدرت همواره مستعد فساد و اعمال زور به غير حق است، چرا به جاي پيش‌گيري از تجمع آن در انواع نهادها ، از جمله نهاد دولت ، به فكر نهادينه‌سازي و به اصطلاح جا انداختن و اجتناب‌ناپذير جلوه دادن اين تجمع قدرت ِ فساد‌آور هستيم؟
   اگر نه آنارشيسم ، دست كم به دولت حداقلي بيانديشيم . بله دولت حداقلي. اين حداقلي چيزي است كه اگر در آينده فرصت كنم بايد بيشتر درباره‌اش بنويسم.


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |