تبليغاتX
كوه-فلسفه
كوه-فلسفه
اوقات فراغت

راستی اوقات فراغت چقدر دارای ارزش است ؟

شاید اگر چند سال پیش می خواستم راجع به اوقات فراغت بنویسم ، بر اين عقيده بودم كه آدم جدي و هدفدار نمي‌تواند وقت فراغت داشته باشد . اما اكنون بر اين باورم كه به علت غفلت از اوقات فراغت ، از زندگي پر ثمر و ارزشمند بي‌بهره‌ايم . اكنون ديگر وقت فراغت را نه وقت زائد و بازمانده از زمان‌هاي كار، بلكه اصيل‌ترين اوقات زندگي مي‌دانم . فرصت‌هايي كه فارغ از هر نوع تحميل ماشينيزم و بروكراسي و اقتضائات زندگي روزمره و كسب درآمد  ، آزاد از هر نوع بايد و نبايد و مراعات آداب دست و پا گير مي‌توان به طبيعت زد ، ورزش كرد . به ديدن دوستان رفت و گپ و گفت و گو كرد . و حد اقل مطالعه كرد ، خواندن همه ي آنچه براي روزي فارغ از كار كنار گذاشته ايم . 

به نظر مي‌آيد مي‌توان دست كم چهار تلقي از اوقات فراغت رااز هم باز شناخت :               

1-                          ۱-    اوقات فراغت به مثابة وقت بازمانده

2-                           ۲- اوقات فراغت به مثابة زماني براي بازآفريني و تجديد قوا

3-                         ۳-   اوقات فراغت به مثابة زماني براي فعاليت‌هاي خلاقانة دلخواه و تفنني

4-                         ۴-     اوقات فراغت به مثابة زمان اصلي زندگي يا رويكرد آزادي عملجنگل تنكابن - نوروز 84

 

كمممن اين نظر چهارم را قابل دفاع مي‌دانم . بر اين اساس تمام كار در خدمت گذران وقت هاي فراغت است ، نه فراغت براي    تجدبد قوا  (refresh )  شدن براي كار .

من

1-                      در تبارشناسي اين نظريه چهارم  تا ارسطو پيش رفته اند. ارسطو يک بار در کتاب سياست، " نخستين اصل (پيش شرط) هر کنشي را وقت فراغت" مي‌داند. و بار ديگر در کتاب مشهور خود در باب علم اخلاق با نام اخلاق نيکوماخوسي، که آموزه‌هاي اخلاقي ارسطو خطاب به فرزندش است، تصريح مي‌کند: "ما کار مي‌کنيم تا فراغت داشته باشيم".  

                  اوقات فراغت را دريابيم . بهترين راهش رفتن به كوه و طبيعت است .

 

 

 

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
چند پرسش از دوستان و پاسخي اجمالي

بعضي دوستان كه نمي دانم چرا در فضاي ويلاگ مرا مشمول لطف قرار ندادند از طريق email و  sms تلفني و حضوري چند پرسش و نقد طرح كردند كه ضمن سپاسگزاري از اونا پرسش هاشان را طرح مي‌كنم و به اشاره‌اي پاسخي :

۱- چرا دير به دير اين وبلاگ به روز ميشود ؟

۲- چه ربطي بين كوه و فلسفه وجود دارد ؟

و پاسخ ها :

 ۱ - به علت كمبود شديد وقت . از اول هم با خودم قرار گذاشته بودم هفته اي يك بار اين فضا را به روز كنم . اگر چه گاهي از اين هم بيشتر طول كشيد اما انتظارم از خودم هفته اي يك بار بود . راستي آيا اين با انتظار دوستان يا قانون وبلاگ ها مغاير است ؟

۲ -  شايد ربط شان را بديهي فرض مي‌كردم كه در اين باب قلم فرسايي نكردم . بعضي از اين ربط ها از اين قرار اند :            ۱- جدي ترين اشتغالات روحي من در اين ۲۰ سال اخير اين دو امر شريف بوده ان : كوه و فلسفه       ۲- كوه مظهر صلابت زمين و طبيعت است و فلسفه مظهر صلابت روح و انديشه ي آدمي         ۳- كوه ها به قول شاملو با هم اند و تنهايند و اهل فلسفه نيز قس عليهذا        و بالاخره اين كه             - بسياري از انديشمندان ، از جمله پيامبران را با كوه سر و سري بود . از نوح و زرتشت گرفته تا موسي و محمد . خوب اين بس نيست ؟  اگر نه ،  ديگر اين كه هر دو يه جورهاي عجيبي آدم رو به اصطلاح جوونا سر كار ميذارن !


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |